نویسنده : میلاد تاریخ انتشار:سه شنبه 8 آذر 1390
كارما و دنياي‌ هولوگرافيك ‌(سه‌ بعدي‌)
مايكل‌ تالبوت‌ در كتاب‌ خود با عنوان‌ جهان سه بعدي‌ جهان‌ هستي‌ را به عنوان‌ يك‌ هولوگرام‌ (عكس‌ سه‌ بعدي‌) مورد بررسي‌ قرار مي‌دهد. او به ‌برخي‌ از عقايد كارل‌ پيبرام‌ اشاره مي‏كند. پيبرام‌ از خود سؤال‌ مي‌نمود كه آيا ممكن‌ است‌ آنچه‌ عارفان‌ قرن‏هاست‌ مي‌گويند واقعيت‌‌ داشته‌ باشد، مبني‌ بر اينكه:« واقعيتي‌ كه‌ مي‌بينيم‌ سراسر توهم‌ و تخيل‌ است‌ و آنچه‌ كه ‌پيرامون‌ ما وجود دارد در حقيقت‌ سمفوني‌ عظيمي‌ از انعكاس‌ و تشديد امواج‌ مي‌باشد؛ يعني‌ «دامنه‌اي‌ از فركانس‌ها» كه‌ تنها پس‌ از ورود به‌ حواس‌ما مبدل‌ به‌ جهان‌ آن‌ گونه‌ كه‌ ما مي‌شناسيم‌ مي‌گردند؟»
ما معتقديم‌ كه‌ دربدن‌، ذهن‌، روح‌ و احساساتمان‌ داراي‌ توانايي‌هايي‌ تقريباً جادويي‌ جهت‌ خلق‌ واقعيت‌هاي‌ خود هستيم‌. گويي‌ هر آنچه‌ كه‌ نياز داريم‌ يا در زندگي‌هايمان‌ طالب‌ آن‌ هستيم‌ را مي‌توانيم‌ از اين‌ جهان‌ هولوگرافيك‌ يا «معجون‌ عظيم‌» بيرون‌ بكشيم‌. به نظر مي‌رسد واقعيت‌هاي‌ بسياري‌ امكان دارد و بزرگترين‌ پوچ‌انديشي‌ آن‌ است‌ كه‌ گمان‌ كنيم‌ تنها يك‌ واقعيت‌ درست‌ است‌. تمامي‌ واقعيات‌ از اعتبار خاص‌ خود برخور دارند اما كاملا ًصحيح‌ نمي‌باشند. افرادي‌ كه‌ عميقاً ديگر ابعاد را نيز در حالت‌ خواب‌، يا ازطريق‌ مديتيشن‌ يا از طريق‌ كشف‌ و شهود تجربه‌ مي‌نمايند به‌ واقعيتي‌ كاملاً متفاوت‌ با واقعيت‌ معمول‌ آدمي‌ پي‌مي‌برند. هرچه‌ بيشتر دريچه‌اي‌ به‌ سوي‌ ديگر واقعيت‌ها بگشاييم‌ واقعيت‌ انساني‌ ما سهل‌تر خواهد بود زيرا از آگاهي‌ بيشتري‌ نسبت‌ به‌ امكانات‌ موجود برخوردار مي‌گرديم‌. از طريق‌ اين‌ «معجون‌» سه‌ بعدي‌ كه‌ حاوي‌ همه‌ چيز(گذشته‌، حال‌، آينده‌، انرژي‌هاي‌ تجسم‌ يافته‌ و تجسم‌ نيافته‌) است و ازطريق‌ تشديد و انعكاس‌ ارتعاشات‌، درك‌ بزرگ‏تر و كيفيت‌هاي‌ جديدي‌ را براي‌ بودن‌ بيرون‌ مي‌كشيم‌.
در اين‌ جهان‌ يا «معجون‌ سه‌ بعدي‌» ماده‌اي‌ ازلي‌ موجود است‌ كه‌ «آكاشا» ناميده‌ مي‌شود كه‌ بر روي‌ آن‌ نه‌ تنها گزارش ‌شخصي‌ هر فرد بلكه‌ اعمال‌ ديگران نيز طرح مي‌گردد. هنگامي‌ كه‌ شخص‌ توانايي‌ وارد شدن‌ به‌ اين‌ انرژي‌ها را كسب مي‏كند نه ‌تنها قادر به‌ خواندن‌ گزارش‌هاي‌ آكاشيك‌ خود مي‏گردد بلكه‌ مي‌تواند اطلاعات‌ ديگران‌ را نيز بخواند. مي‌توانيم‌ از تجارب‌ ثبت‌ شده‌ بر روي‌ آكاشا چيزهايي‌ بياموزيم‌ (به فصل‌ 6 مراجعه‌ كنيد).
همچنين‌ همگي‌ ما به‌ آنچه‌ «ناخودآگاه‌ جمعي» (يا ضمير ناخودآگاه‌ جمعي‌) ناميده‌ مي‏شود نفوذ مي‌كنيم‌. اين‌ انرژي‌ شامل‌ مجموع‌ تجارب‌ بشري‌ با ترس‏ها و انحرافات‌ آن‌ و همچنين‌ فراگيري‌ و رشد بشر‌ مي‌باشد. هنگامي‌ كه‌ مهارت‏هاي‌ جديد در قلمرو شخصي ما به وجودمي‏آيد، چكيده‌اي‌ از اين‌ رويداد به‌ ناخودآگاه‌ جمعي وارد مي‌شود. تبديل‌ تمايلات‌ منفي‌ به‌ گرايش هايي مثبت‌ نيز بر ناخودآگاه‌ جمعي‌ اثر مي‌گذارد. ما مي‌توانيم‌ از اين‌ درياچه‌ انرژي‌ تجربه‏هاي مشترك‌ جهت‌ كمك‌ به‌ زندگي‌هايمان‌ بهره ببريم.
همچنين‌ يك‌ جريان‌ جهاني‌ از آگاهي‌ نيز وجود دارد كه‌ شامل ‌دستاوردهاي‌ معنوي‌ و روحاني‌ مردم‌ است. اين‌ جريان‌ براي‌ استفادة‌ ما نيز در دسترسي‌ است‌. تمامي‌ اين‌ انرژي‌ها قسمتي‌ از جهان‌ سه‌ بعدي است.


نویسنده : میلاد تاریخ انتشار:سه شنبه 8 آذر 1390
در پي هر فراز، فرودي هست.
هر چه بكاري، همان بدروي.
براي هر عمل، عكس‌العملي هست.
هر جاي خالي بايد پر شود.
همه چيز در تغيير است.
ببخشيد، تا بگيريد.
هر نابرابري در جستجوي تعادل است.

كارما يك واژة سانسكريت به معني ”هر عملي را عكس‌العملي است“، مي‌باشد. معني اين واژه آن است كه هر چه ببخشي همان را پس خواهي گرفت. چنين مفهومي انسان‌ها را از انجام هر كاري بيمناك مي‌سازد، واكنش به خطاها ممكن است كار بسيار سنگيني باشد، ولي عمل نكردن هنگامي كه عمل براي رشد و زندگي لازم است، ممكن است مشكلات بزرگتري به بار آورد. عقل شهودي در دانستن اين كه چه موقع عمل يا عكس‌العمل از سوي ما انجام گيرد، بسيار مفيد و راه‌گشا مي‌باشد. خود را از ترديد رها كنيد، با خود صادق باشيد و تنش‌هايي را كه كارما ايجاد مي‌كند، با پر كردن خود و با عشق از خود دور نماييد.
ما معمولاً كارماي ناخوشايند را با لفظ بد توصيف مي‌كنيم و كارماي خوشايند را خوب مي‌ناميم. كارما اصولا نه خوب است نه بد. ممكن است دردناك باشد اما در همان حال رشد را سرعت مي‌بخشد. كارماي خوب براي توصيف وضعيت مطلوب امور به كار مي‌رود. اما مشكل در گرايش به كارماي خوب در اينجاست كه بايد اتفاق بدي برايتان روي دهد تا كارماي خوب بتواند شما را از آن شرايط بيرون آورد. كارما هميشه راحت و مشخص نيست. تلاش براي انجام كارهاي نيك به خاطر دريافت نيكي، گاهي ممكن است خلاف هدف حقيقي پيش رود. آنچه موقعيت‌هاي كارمايي انجام مي‌دهند آن است كه به شخص كمك مي‌نمايند تا قوانين فراگير را بشناسد و نحوة كار كردن در چارچوب اين قوانين را ياد بگيرد.
ياد گرفتن قوانين عمومي كارما و كار كردن در چارچوب آنها به شما كمك مي‌كند تا ايجاد كارماي بيشتر را كاهش دهيد. وابستگي‌هاي نفساني يقيناً در وجود انسان ايجاد كارما مي‌كنند. ما بايد به غيروابستگي‎ها روي آوريم كه به معني بي‌توجهي نيست. بايد در حاليكه با خطرپذيري بيشتري به مسائل توجه داريم تمرين رهايي و آزادي كنيم. مفهوم عهد عتيق از كارما ”چشم در برابر چشم،‌ دندان در برابر دندان“ مناسب است. چنانچه به بصيرت بيشتري رسيده باشيم با اين پيام بخشايندگي عهد عتيق بهتر آشنا مي شويم. اين امر مستلزم آزاد كردن انرژي‌هاي كارمايي است. فقط با درك آن چه انجام، احساس يا فكر مي‌كنيد، مي‌توانيد انرژي كارمايي را آزاد كنيد. بهتر است از خداوند، حضرت عيسي يا هر وجود روحاني برتر بخواهيد تا اين آزادسازي انرژي را براي شما آسان كند.
بايد بعد از آزاد شدن انرژي كارمايي متعهد شويم كه مبادا تجربيات مشابهي را دوباره به وجود خود برگردانيم. اين امر در صورتي رخ مي دهد كه از تلاش‌هاي خود درس نگرفته‌ باشيم. انرژي درس‌هاي آموخته نشده، در كمين فرصت، براي درس بعدي مي‌مانند. و تا آن زمان كار دشوارتر مي‌شود.
آنهايي كه كارما ايجاد مي‌كنند يعني هنوز بايد ياد بگيرند و تكامل يابند اين فرآيندمي تواند با آهنگي آهسته‌تر يا در يك مسير پايين‌تر صورت گيرد. آنهايي كه درس گرفته و از انرژي‌هاي خود به درستي استفاده مي‌كنند و گرفتار وابستگي‌ها نمي‌شوند،‌ به فرازهاي بالاتر و در مسيري روحاني‌تر به سفر ادامه مي‌دهند. گروه دوم، از شناخت و كيفيت‌هاي الهي در تعامل‌هاي خود بهتر استفاده مي‌كنند. براي رسيدن به رشد و كمال همة بايد مسير يادگيري را طي كنيم، نگرش‌ها و احساسات ما نسبت به اين تجربيات چگونگي حركت ما را در سفر تعيين خواهند كرد.
همة مشكلات، بيماري‌ها يا بدشانسي‌ها را نمي‌توان كارما دانست. ما در يك فرآيند تكاملي هستيم و هر از چندگاه انرژي‌هاي جديدي دريافت مي‌نمائيم كه با آنها كار كرده، از آنها استفاده كنيم و درس بياموزيم. فرآيندي كه انرژي‌هاي ما را تقويت كرده و به ما ياد مي‌دهد از آنها استفاده كنيم. پس اين كارما نيست بلكه فرصتي براي رشد و تكامل است.
آگاهي براي تشخيص تفاوت بين كارما و فرصت مي‌تواند عمل يا عكس‌العمل شما را در برابر محرك‌ها تغيير دهد. هنگامي كه با فرصت روبرو مي‌شويد. احساس مي‌كنيد كه جبراً بايد رشد كنيد،‌ كندوكاو نماييد و چيزهاي جديد را تجربه كنيد، ممكن است احساس پيش‌‌گامي در استفاده از انرژي‌ها يا حركت به فراسوي آن چه فكر مي‌كنيد، قادر به انجام آن هستيد، به شما دست دهد.
اما اگر يك موقعيت كارمايي باشد احساس سردرگمي و كشيده شدن به سوي عمل مي‌كنيد. چنان كه گويي بخشي از يك درام هستيد. ممكن است هر چه تلاش كنيد نفهميد وضعيت از چه قرار است.
در چنين شرايطي بهتر است از عقل سليم و تفكر شهودي خود بهره گيريد بعضي خود مستقياً شرايط را تجربه مي كنند. برخي ديگر از طريق كتاب يا رفتن نزد استاد در جستجوي چنين اطلاعاتي برمي‌آيند. هر راهي كه مناسب‌تر است، را انتخاب كنيد. مهم اين است كه نهايت تلاش خود را به كار گيريد و آن چه مي‌آموزيد،‌ به ياد بسپاريد.
زماني پيش مي‌آيد كه بايد راه‌هاي كاملاً جديدي براي انجام امور ياد بگيريد. پس از خود بپرسيد: ”به چه نحو ديگري مي‌توانم اين كار را انجام دهم؟“ ممكن است اين روش جديد، كاملاً خلاف خوي و عادات شما باشد. يك رهبر بايد ياد بگيرد كه به ديگران نيز اجازه دهد تا هدايت و رهبري كنند. يك پيرو ممكن است لازم باشد كه نقش رهبري به دست گيرد.


نویسنده : میلاد تاریخ انتشار:سه شنبه 8 آذر 1390
كارما واژهاي است سانسكريت‌ به‌ معناي‌ «متعادل‌ كردن‌». همچنين‌ مي‌توان‌ آن‌ را چنين‌ معني‌ كرد كه:‌ هر عملي‌، عكس‌العملي‌ در پي‌ دارد. اين ‌مفهوم‌ به‌ اصل‌ علت‌ و معلول‌ مربوط‌ مي‌شود. اگر به‌ كسي‌ بدي‌ كني‌ انرژي ‌آن‌ بايد متعادل‌ شود. اين‌ را مي‌توان‌ چنين‌ معني‌ كرد كه‌ آن‌ شخص‌ زماني ‌ديگر رفتاري‌ مشابه‌ آن‌ با شما خواهد داشت، يا اين‌ كه‌ زماني‌ پيامدهاي‌ اعمالتان‌ را درك‌ خواهيد كرد و تصميم‌ خواهيد گرفت‌ كه‌ نگرش‌ و رفتارتان ‌را عوض‌كنيد. زماني‌ كه‌ به‌ درك‌ فكر يا عملتان‌ نايل‌ شويد مقداري‌ از نيروي‌ كارمايي‌ آزاد مي‌گردد. معمولاً با انجام‌ عملي‌كه‌ اشتباهتان‌ را اصلاح ‌نمايد خودتان‌ انرژي‌ را به قدر كافي‌ تغيير خواهيد داد تا اينكه‌ ديگر در زير بار عقوبت‌ كارمايي‌ نباشيد.
به عنوان‌ مثال‌ اگر فردي‌ منفي‌ و رياكار بوده‌ايد و بعداً خود را اصلاح‌نموده‌ايد، احتمال‌ دارد كه‌ اعمال‌ خطايتان‌ كاملاً پاك‌ شود؛ يعني‌ آن‌ را متعادل‌ نموده‌ايد.
اگر چه‌ كارما به‌ معني‌ متعادل‌ كردن‌ است‌ اما اغلب‌ آن‌ را به‌ معني‌ پرداختن‌ هزينه‌اي‌ براي‌ اعمال‌ بد مي‌دانند. ممكن‌ است‌ معناي‌ كارماي‌ خوب‌ اشتباه‌ فهميده‌ شود؛ اما به نظر مي‌رسد كه‌ انجام‌ اعمال‌ خوب‌ به‌ منظور كسب‌ كارماي‌ خوب‌ نتيجه‌اي‌ عالي‌ دارد. اما با اين‌ وجود اگر شخصي‌ به‌ اين ‌موضوع‌ وابسته‌ شود ممكن‌ است‌ كارماي‌ خوب‌ در زمان‏هاي‌ نامناسب‌ و به ‌طرزي‌ عجيب‌ به‌ سراغش‌ بيايد.
كارماي‌ بد را مي‏توانيم‌ فقدان‌ رشد و درك‌ بشماريم‌ كه‌ فقط‌ ضربات‌ سخت‌ اتفاقات‌ نامطلوب‌ مي‌توانند موجب‌ آن‌ شوند. به عنوان‌ مثال‌ رفتار ظالمانه‌ داشتن‌ با ديگران‌ مي‌تواند باعث‌ شود كه‌ بعداً در زمان‌ ديگري ‌خودمان‌ رفتار ظالمانه‌اي‌ را تحمل‌ نماييم كه نتيجه آن،‌ توجه‌ و محبت‌ نسبت‌ به‌ ديگران‌ خواهد بود. اگر واقعاً از زاوية‌ گسترده‌تري‌ به‌ نگاه‌كنيم‌، شايد چيزي‌ بنام‌ «كارماي‌ بد» وجود نداشته‌ باشد. مي‌توان‌ آن‌ را به عنوان‌ فرصتي‌ در نظر آورد كه‌ به‌ ما كمك‌ مي‌كند رشد كنيم‌ و راهي‌ براي ‌بهتر بودن‌ را درك‌ نماييم‌. كارماي‌ خوب‌ مي‌تواند تنها چيز ساده‌اي‌ در رديف‌ آرامش‌ فوق‏العاده‌ و عشقي‌ باشد كه‌ به دست‌ مي‌آيد؛ كه‌ عشق‌ غير شرطي‌ و ارائه‌ خدمت‌ عاشقانه‌ و داوطلبانه‌ به‌ ديگران‌ موجب‌ آن‌ بوده‌است‌.
كارما ممكن‌ است‌ به صورت‌ عشق‌، نفرت‌، طمع‌ يا ديگر احساسات‌ و تمايلات‌ بروز كند. اين‌ پديده‌ به صورت‌ انرژي‌ تظاهر پيدا مي‌كند كه‌ مي‌بايستي‌ متعادل‌ گردد. زماني‌ كه‌ خود را دچار احساس‌ خاصي‌، نظير عشق‌ يا نفرت مي يابيد‌، ممكن‌ است‌ بخواهيد از منشأ آن‌ اطلاع‌ پيدا كنيد.
پس‌ از آن‌ كه‌ كسي‌ از نوع‌ كارماي‌ وراي‌ يك‌ موقعيت‌ مطلع‌ مي‌شود، مقدار زيادي‌ از قدرت‌ آن‌ كارما آزاد مي‌شود و فرد چندان‌ در سطيره‌ آن ‌باقي‌ نمي‌ماند. گاهي‌ اوقات‌ علت‌ كارمايي‌ مخفي‌ و پوشيده‌ مي‌ماند تا زماني كه‌ شخص‌ به قدر كافي‌ تجربه‌ بيندوزد تا رشد مطلوب حاصل‌ شود.
تمام‌ اتفاقاتي‌ كه‌ براي‌ افراد حادث‌ مي‌شوند ناشي‌ از كارما نيستند. بسياري‌ از اوقات‌ اتفاقي از طريق‌ ابعاد ژنتيكي‌ عمل‌مي‌كند كه يا موجب رشد شخص و يا موجب رشد ديگران مي‏شود.


نویسنده : میلاد تاریخ انتشار:سه شنبه 8 آذر 1390
قدرت‌ يك‌ واژة‌ ركيك‌ نيست‌. ولي‌ مي‌تواند مورد سوءاستفاده‌ قرارگيرد. استفادة‌ صحيح‌ از اين‌ انرژي‌ مهم‌ است‌، زيرا بدون‌ بهره‌گيري‌ از آن‌ شما نمي‌توانيد بر انرژي‌هاي برتر سلطه‌ يافته‌ و از آنها استفاده‌ كنيد. درعوض‌ ممكن‌ است‌ آنها شما را كنار بزنند.
در حالي كه‌ برقدرت‌ خود تسلط ‌پيدا مي‌كنيد و چگونگي‌ استفاده‌ درست‌ از آن‌ را مي‌آموزيد، همزمان‌ متوجه ‌خواهيد شد كه‌ مي‌توانيد پذيراي‌ قدرت‌ متعالي‌تري‌ باشيد. با آموختن ‌تسلط‌ بر اين‌ انرژي‌ متوجه‌ مي‌شويد كه‌ به‌ شرايط‌ مختلفي‌ كشيده‌ مي‌شويد كه‌ شما را وادار مي‌كند تا اين‌ انرژي‌ را شناخته‌ و از آن‌ استفاده‌ كنيد. درك‌ اين ‌مطلب‌ كه‌ شما بر روي‌ پلة‌ قدرت‌ قرار داريد، مي‏تواند‌ در به كارگيري‌ عاقلانة‌ آن‌ شما را ياري‌ كند. گاهي‌ اوقات‌ شخص‌ با دخالت‌ نكردن در امري‌ كه‌ به ‌او ربطي‌ ندارد، از نيروي‌ خود استفادة‌ عاقلانه‌ مي‌كند.
مانند ديگر پله‌ها، داشتن‌، قطعاً مي‌تواند كمك‌ بزرگي‌ باشد. ولي‌ درآن صورت‌ از تجارب‌ چيزي‌ نخواهيم‌ آموخت‌.


نویسنده : میلاد تاریخ انتشار:سه شنبه 8 آذر 1390
قبيله‌هاي‌ روحي‌ از چند خانوادة‌ روحي‌ تشكيل‌ يافته‌اند كه‌ ممكن‌ است‌ در هر قبيله‌ متفاوت‌ باشند. يكي‌ از مهم‏ترين‌ نقش‌هاي‌ آنها انتشار توانايي‌ يا استعدادي‌ خاص‌ است‌.
بيشتر زندگي‌هاي‌ ما در ارتباطات‌ سپري‌ مي‏شوند. خوب‌، بد و يا بي‌تفاوت‌. ما كاملاً عاجز و ناتوان‌ متولد مي‌شويم‌ و نيازمند مراقبت‌ ديگران ‌هستيم‌. برخي‌ افراد قبل‌ از مرگ‌ به‌ چنين‌ حالتي‌ مبتلا مي‌شوند. عمويم‌ ‌كه‌ قبل‌ از مرگش‌ مدت‌ مديدي‌ طعم‌ بيماري‌ و ضعف‌ را چشيده‌ بود مي‌گفت‌: «بسياري از افراد دوبار در طول‌ زندگي‌ بچه‌ مي‌شوند: در آغاز و در پايان‌ آن‌». ما با قرار گرفتن‌ در حالت‌ وابستگي‌، دريافت‌ را مي‌آموزيم‌ و با مراقبت‌ از افراد ناتوان‌، محبت‌ و بخشيدن‌ را مي‌آموزيم‌.
وابستگي‌ متقابل‌ به‌ انحناء مختلف‌، قطعاً بخشي‌ از زندگي‌ ماست‌. مراحل‌ مختلفي از ارتباط‌ وجود دارد. وابسته‌ بودن‌ در مقام‌ يك‌ نوزاد، بچه‌، نوجوان‌، جوان‌، ميانسال‌ و كهنسال‌. ولي‌ مراحلي‌ از آگاهي‌ نيز وجود دارند كه‌ ارتباطي‌ با سن‌ افراد ندارند. اين‌ آگاهي‌ با مسئوليت‌ سروكار دارد و چيزي‌ است‌ كه‌ ما به طرق‌ مختلف‌ آن‌ را مي‌آموزيم‌ و تجربه‌ مي‌كنيم‌.

پيوند با زندگي‌ سابق‌
هنگامي كه با هر شخصي‌ ارتباط‌ متقابل‌ معني‌داري برقرار مي‌كنيم - خواه ‌مثبت‌ باشد خواه‌ منفي‌ - از سوي‌ زندگي‌ يا زندگي‌هاي‌ قبلي‌ با ما نوعي‌ پيوستگي‌ دارد. درك‌ چگونگي‌ اين‌ پيوستگي‌ مي‌تواند ما را در غلبه‌ بر بسياري‌ از مصائب‌ و غنا بخشيدن‌ به‌ روابط‌ في ما بين‌ ياري‌ رساند.



نویسنده : میلاد تاریخ انتشار:سه شنبه 8 آذر 1390
چرا چيزي‌ به خاطر نمي‌آوريم‌؟
يكي‌ از سؤال‌هايي‌ كه‌ در مورد تناسخ‌ زياد پرسيده‌ مي‌شود اين‌ است‌ كه: ‌«اگر اين‌ موضوع‌ واقعيت‌ دارد، پس‌ چرا از زندگي‌هاي‌ گذشته‌‌ چيزي‌به خاطر نمي‌آوريم‌؟» پاسخ‌ اين‌ سؤال چند‌ بخش‌ دارد: شما ازكودكي‏تان‌ چه‌ مقدار به‌ خاطر مي‌آوريد؟ در مورد جاهايي‌ كه‌ احساس‌مي‌كنيد مي‌شناسيد در صورتيكه‌ قبلاً در آنجا نبوده‌ايد چه‌ فكر مي‌كنيد؟ يا«شناختن‌» فردي‌ كه‌ براي‌ اولين‌ بار ملاقات‌ مي‌كنيد؟ انجام‌ كارهايي‌ كه‌ هرگزبه‌ شما نياموخته‌اند چطور؟ خواب‌هاي‌ ديگري‌ كه‌ در مورد مكان‌هاي‌ ديگر يا زمان‌هاي‌ ديگر مي‌بينيد چطور؟ همگي‌ اينها سمبوليك‌ نيستند. آيا شما وقتي‌ را براي‌ مديتيشن‌ و توسعه ‌آن قسمت از ذهنتان‌ كه‌ اين‌ خاطرات‌ را در خود جاي ‌داده‌ است‌ صرف‌ مي‌كنيد؟ اگر واقعاً هيچ‌ چيزي‌ حتي‌ با كمترين‌ ارتباط‌ در مورد يك‌ زندگي‌ گذشته‌ به خاطر نمي‌آوريد، پس‌ چرا تا به اين ‌اندازه اينقدر علا‌مند و تشنة‌ دانستن‌ هستيد؟


نویسنده : میلاد تاریخ انتشار:سه شنبه 8 آذر 1390
يك‌ خانواده‌ روحي‌ ممكن‌ است‌ متشكل‌ از چندين‌ هزار انسان‌ باشد.شما ممكن‌ است‌ بارها و بارها در جريان‌ تناسخ‌ در قالب‌ اين‌ ارواح‌ قرار بگيريد كه‌گاهي‌ اوقات‌ اين‌ مسئله‌ در جريان‌ ارتباطات‌ حمايتگرانه و‌ آرام‌ رخ‌ مي‌دهد وگاهي‌ اوقات‌ در جريان‌ آموزش‏هاي سخت فراگرفته‌ مي‌شود. شما خواهيد آموخت‌ تاپدر، مادر، خواهر، برادر، كودك‌ باشيد و يا اينكه‌ انواع‌ مختلفي‌ از روابط‌چون‌ عاشق‌ بودن‌ يا همسر بودن‌ را تجربه‌ كنيد. نهايت‌ امر اين‌ است‌ كه‌ شمابياموزيد كه‌ چگونه‌ از جميع‌ جهات‌ با اشخاص‌ ديگر ارتباط‌ برقرار كنيد؛ بنابراين‌ متوجه‌ خواهيد شد كه‌ والدين‌ شما بچه‌ها يا خواهر و برادر شمابوده‌اند يا اينكه‌ در زندگي‌ گذشته‌ امكان‌ ازدواج‌ بين‌ شما وجود داشته‌است‌. اين‌ مسئله‌ شباهت‌ بسياري‌ به‌ خاله‌ بازي‌ بچه‌ها دارد: «امروز نوبت‌ منه‌ كه‌ مامان‌ بشم‌» يا «نوبت‌ منه‌ كه‌ بچه‌/ همسر بشم‌».
اين‌ نوع‌ از پركردن‌ نقش‌هاي‌ يكديگر كه‌ شامل‌ امور آموزشي‌، كنترل‌شدن‌ يا ارتباطات‌ رئيسي‌ و مرئوسي‌ و به طور كلي تمامي‌انواع‌ روابط‌ ممكن‌ مي‌شود، بارها و بارها در بين‌ خانواده‌هاي‌ روحي‌ به وقوع‌مي‌پيوندند تا ما در نهايت‌ بتوانيم‌ يك‌ ارتباط‌ قوي‌ بين‌المللي‌ در سطح‌ روحي ‌با يكديگر برقرار كنيم‌. ما مي‌آموزيم‌ كه‌ تجربه‌ كنيم‌ و اشكال‌ مختلفي‌ از عشق‌ را در بين‌ خود تقسيم‌ نماييم‌.
در چنين‌ شرايطي‌ اگر شخص‌ يا اشخاصي‌ جلوي‌ رشد خود را بگيرد، جلوي‌ رشد تمام‌ افراد خانوادة‌ روحي‌ را گرفته است‌. چنانچه‌ شخصي‌ از رشد چشمگيري‌ برخوردار باشد ميزان‌ انرژي‌ كل‌ خانواده‌ روحي‌ را ارتقاء مي‌بخشد و از اين‌ رو بر ديگري‌ تأثير مي‌گذارد.
گاهي‌ اوقات‌ اعضاي‌ يك‌ قبيلة‌ قديمي‌تر و آگاه‏تر همگي‌ در يك‌ خانواده ‌تناسخ‌ مي‌يابند و در تلاش‌ براي‌ كمك‌ به‌ پيشرفت‌ همديگر يا خانواده‌هاي ‌ديگري‌ به‌ آنها ملحق‌ مي‌شوند. آنها ممكن‌ است‌ در بقيه‌ مدت‌ اين‌ زندگي‌ ارتباط‌ كمي‌ با افراد گروه‌ خود داشته‌ باشند و يا اصلاً ارتباطي‌ نداشته‌ باشند، ولي‌ در جريان‌ تناسخ‌ بعدي‌ دوباره‌ به‌ هم‌ خواهند پيوست‌ تا به‌ رشد دوجانبه‌ خويش‌ بپردازند؛ در حالي كه‌ تناسخ‌ مبلغانه‌ خود را كامل‌ نموده‌اند. اگرچه‌ به نظر مي‌رسد تلاش‌ انجام‌ شده‌ در جريان‌ تناسخ‌ مبلغانه‌ كمكي‌ به‌ اعضاي‌ خانواده‌ نكرده‌ است‌، منافعي‌ كه‌ به‌ انسانيت‌ رسيده‌، رشد دروني‌ و بروني‌ آن‌ خانواده‌ را ارتقاء مي‌بخشد. در جريان‌ اين‌ تناسخ‌ فرد مبلغ‌ ممكن‌ است‌ احساس‌ كند كه‌ در جايگاه‌ حقيقي‌ خود نيست‌ و يا در خانوادة‌ جديد احساس‌ غريبي‌ كند. با اين‌ وجود، اين‌ شخص‌ مقصودي‌ را دنبال‌ مي‌كند و مي‌داند كه‌ بودنش‌ در آن‌ شرايط‌ درست‌ است‌.


نویسنده : میلاد تاریخ انتشار:سه شنبه 8 آذر 1390
بسياري‌ از مردم‌ به نام‌ مفيد بودن‌ و كمك‌ كردن‌ پروژه‌هايي‌ را به دست‌ مي‌گيرند يا مقصودي‌ را به‌ جاي‌ كس‌ ديگري به جا مي‏آورند و به‌ اين‌ ترتيب‌ آن ‌شخص‌ را از به دست‌ آوردن‌ مهارت‌ يا آموزش هاي‌ لازم‌ محروم‌ مي‌كنند. معمولاً فردي‌ كه‌ اين‌ رامي‏پذيرد احساس‌ مي‌كند از او قدرداني‌ نشده‌ يا ممكن‌ است‌ احساس‌ كند كاري‌ كه‌ قبول‌ كرده‌ است‌ مشكل‌تر از چيزي‌ است‌ كه‌ بايد باشد.
اين‌ مشكل‌ از اين جا ناشي‌ مي‌شود كه‌ انرژي‌ را از فردي‌ كه‌ آن‌ انرژي‌ برايش‌ اختصاص‌ داده ‌‏شده ‌‏است‌ منحرف‌ مي‌كنيم‌. از سوي‌ ديگر گاه‌ اين‌ به‌ نفع‌ هر دو طرف‌ است‌ كه‌ كسي‌ به‌ كارماي‌ كس‌ ديگر كمك‌ كند يا كارماي‌ او را تحمل‌ نمايد. دانستن‌ اين‌ كه‌ كدام‌ كار و چه موقع مناسب ‌است‌ و كدام‌ ‌ مناسب‌ نيست‌ كار دشواري‌ است‌.
اگر ميل‌ به‌ كمك‌كردن‌ عمدتاً از نهاد و «خود» انسان‌ برخيزد معمولاً صحيح‌ نيست؛ اما اگر به وسيلة‌ قلب‌ و شبكة‌ خورشيدي‌ احساس‌ شود، ممكن‌ است‌ كمك‌كردن‌ صحيح‌ باشد. مسيح‌ و ديگر موجودات‌ روحاني‌ با پيشرفت هاي‌ روحي ‌سطح‌ بالا به‌ اين‌ كار قادرند و معمولاًانرژي‌ آن‌ را به‌ انرژي‌ مثبت‌ تبديل‌ مي‌كنند. اما با اين‌ وجود اگر فرد از موقعيت‌ موجود درس‌ نگيرد، ممكن ‌است‌ اين‌ حالت‌ تا زماني كه‌ او درس‌ را بياموزد ادامه‌ يابد.



درباره وب
موضوعات وب