نویسنده : میلاد تاریخ انتشار:سه شنبه 8 آذر 1390
ما به عنوان‌ نوزادي‌ كه‌ به‌ جمع‌ بيگانه‌ها مي‌پيوندد قدم‌ به‌ اين‌ دنيا نمي‌گذاريم‌. بستگان‌ و دوستان‌ ما طي‌ زندگيهاي‌ گذشته‌ ما به‌ طرق‌ مختلف‌ با ما بوده‌اند. والدين گاهي‌ اوقات‌ به عنوان‌ فرزندان‌، فرزندان‌ پيشين‌ خود متولد مي‌شوند. خواهران‌ ممكن‌ است‌ مادر، بچه‌، عمو يا دوست‌ يكديگر بوده‌باشند. ما مي‌آموزيم‌ كه‌ با عشق‌ زندگي‌ كنيم‌ و تحت‌ شرايط‌ مختلف‌ ارتباطات‌ مختلفي‌ را بپذيريم‌.
بچه‌ها ممكن‌ است‌ با كوله‌باري‌ از زندگيهاي‌ گذشتة‌ خود بيايند كه ‌تربيت‌ آنها را دشوار يا آسان‌ مي‌كند. در اصل‌ والدين مي‌توانند مشكلات‌ خود را نيز به‌ شرايط‌ خانواده‌ افزوده‌ و واقعاً آن را جالب‌ توجه‌ كنند! و‌ در اين‌ فكر كه‌ از موقعيتي‌ براي‌ كمك‌ و راهنمايي‌ روح‌ ديگري‌ در اين‌ مسافرت‌ بهره‌مند باشيم‌ لذتي‌ وجود دارد. هميشه‌ ديدن‌ تقلاي‌ يك‌ بچه‌ براي‌ گوش‌دادن‌ به‌ بچه‌اي‌ ديگر براي‌ شناخت‌ او آسان‌ نيست‌. اين‌ امر براي‌ كسب‌ آگاهي‌ از مشكلات‌ خاص‌ هر بچه‌اي‌ لازم‌ و ضروري‌ است‌. اين‌ اشتباه‌ كه‌ هر بچه‌اي‌ وجودي‌ است‌ نو بي‌ هيچ‌ تجربه‌اي‌، دغدغه‌، ترس‌ يا هرگونه عادت‌ ضعيف ‌قبلي‌، ممكن‌ است‌ كه‌ به‌ عدم‌ تفاهم‌ بيشتري‌ دامن‌ بزند. بچه‌ها هميشه‌ مثل ‌والدين‌ خود فكر نمي‌كنند. هر شخصي‌ با الگوهاي‌ فكري‌ و واكنش هاي‌ مخصوص‌ به‌ خود پا به‌ زندگي‌ مي‌گذارد. هر يك‌ از افراد تاريخ‌، شخصيت‌ منحصر به فرد خود را يدك‌ مي‌كشند. اين‌ اختلافات در بچه‌ها نمايان‌ شده‌، باعث‌ بروز رفتارهاي‌ مختلفي‌ مي‌شود. به عنوان‌ مثال‌ اگر كودكي‌ به مدت‌ چند دوره زندگي در آبهاي‌ بين‌المللي‌ دزد دريايي‌ بوده‌ باشد و ديگري‌ هميشه‌ ساكت‌ بوده‌ باشد يا آنقدر خجالتي‌ باشد كه‌ به‌ هيچ يك‌ از نيازهاي‌ زندگي‌اش‌ دست ‌نيافته‌ باشد، والدين‌ در تأكيد براي‌ اِعمال‌ يك‌ الگوي‌ تربيتي‌ يكسان‌ براي‌ هر دوي‌ آنها دچار اشتباه‌ خواهند شد.
آيا مي‌توانيد تصور كنيد كه‌ چه‌ مشكلاتي‌ بروز خواهد كرد اگر بچه‌اي‌ در زندگي‌ قبلي‌ خود والد/ والدة‌ يكي‌ يا هر دو والدين‌ خود بوده‌ باشد؟ در اين صورت‌ او ممكن‌ است‌ ناخودآگاه‌ رويكردي‌ آمرانه‌ را با‌ والدين‌ خود داشته‌ باشد و چنان‌ رفتار كند كه‌ گويي‌ از پدر و مادر خود بيشتر مي‌داند.



نویسنده : میلاد تاریخ انتشار:سه شنبه 8 آذر 1390
تئوري‌ انفجار بزرگ‌ در كارما
استفن‌ هاوكينگ (فيزيكدان‌ بزرگ‌ انگليسي‌) در كتاب‌ خود به نام ‌تاريخچة‌ زمان‌ مي‌نويسد: «در سال‌ 1929 ادوين‌ هابل‌ اين‌ مشاهدة‌ مهم‌ را نمود كه‌ به‌ هر كجا كه‌ نگاه‌ كنيم كهكشان‌هاي‌ دور دست‌ به سرعت‌ از ما دورمي‌شوند. به عبارت‌ ديگر جهان‌ در حال‌ گسترش‌ و انبساط‌ است‌. مشاهدة‌ «هابل‌» به اين معني است‌ كه‌ زماني‌ به نام‌ انفجار بزرگ‌ وجود داشته‌ است‌ كه ‌كيهان،‌ بي‌نهايت‌ كوچك‌ و بي‌نهايت‌ متراكم‌ بوده‌ است‌.»
پس‌ از وقوع‌ انفجار بزرگ‌، جهان‌ فرايند انبساط‌ را آغاز نمود. از آنجايي كه‌ ما بخشي‌ از اين‌ كيهان‌ هستيم‌، آگاهي‌ ما نيز حركتي‌ طبيعي‌ بسوي‌ انبساط‌ دارد. گويي‌ حركت‌ انبساطي‌ جهان‌ آگاهي‌ ما را نيز با خود مي‌كشد. چنان‌ است‌ كه‌ گويي‌ هر يك‌ از ما يك‌ «انفجار بزرگ‌» است‌ و هر بار كه‌ آگاهي‌ يا تكامل‌ جهشي‌ پيدا مي‌كند، ما «انفجار بزرگ‌» را تجربه‌ مي‌كنيم‌. همه‌ چيز اين‌ مفهوم‌ انبساط‌ يا بازشدن‌ را در خود دارد و اگر كسي‌ سعي‌ كند مانع‌ آن ‌شود، سبب‌ آزردگي‌، سپس‌ ناراحتي‌ و بي‌قراري‌ و سرانجام‌ انفجار خواهدگرديد.
آگاهي‌ زماني‌ كه‌ مانع آن‌ نشوند به طور طبيعي تمايل‌ به‌ انبساط‌ دارد. زماني‌ كه‌ شخصي‌ به‌ نوعي‌ در اوج‌ بودن‌ را تجربه‌ مي‌نمايد به‌ روند انبساط‌ آگاهي ‌سرعت‌ مي‌بخشد.



نویسنده : میلاد تاریخ انتشار:سه شنبه 8 آذر 1390
نيروي‌ كارما، خواه‌ از نگرش‌ها ناشي‌ شود يا از احساسات‌ و يا از اعمال‌، بايد‌ اجرا يا تبديل‌ گردد. اجرا شدن بدين‌ معني‌ است‌ كه‌ شخص‌ خود را در حال‌ كشيده‌ شدن‌ به‌ وضعيت‌هايي‌ مي‌يابد كه‌ اين‌ انرژي‌ مي‌تواند متعادل‌ گردد. اين امر‌ مي‌تواند به‌ محبت‌ و علاقه‌، خشم‌، سكس‌، حرفه‌ و شغل‌، خانواده‌، دوستي‌، دشمنان‌ يا طرق‌ ديگر بيانجامد.
هنگام‌ خيالبافي‌ گاهي‌ اوقات شخص‌ با درك‌كردن‌ و آزادنمودن‌ الگوهاي ‌انرژي‌، در خيالبافي‌‌ خود كارما را اجرا و جاري‌ مي‌نمايد.
معناي‌ تبديل‌ كارما عبارت‌ است‌ از تبديل‌ نيروي‌ كارمايي‌ به‌ يك‌ انرژي‌ خالص‌ و متعادل‌. اين‌ حالت‌ معمولاً احساس‌ محبت‌ و درك‌ را در برمي‏گيرد. مسيح‌ آنچنان‌ انرژي‌ پر قدرتي‌ دارد كه‌ زماني‌ كه‌ يك‌ شخص‌ عملكرد منفي‌ خود را درك‌ كرده و طلب‌ بخشايش‌ مي‌نمايد، كارمايش‌ را متعادل‌ مي‏كند‌. لازم‌ است‌ خود شخص نيز خود را ببخشد. موجودات‌ ديگري‌ نيز هستند كه‌ به‌ اصطلاح‌ «شكفته‌» شده‌اند و قادرند اين‌ كار را انجام‌ دهند.
معناي‌ كارما تنها اين‌ است‌ كه‌ هر عملي‌ عكس‌العملي‌ دارد. اگر اتفاقي ‌براي‌ شما بيفتد مي‌توانيد به راحتي‌ از آن‌ بگذريد و بگوييد: «اين‌ كارماي‌ من ‌است‌ و بايد آن‌ را بپذيرم‌» يا اين كه‌ به‌ آن‌ توجه‌ بيشتر بنماييد. شايد نتوانيد مانع‌ اتفاق‌ افتادن‌ آن‌ موضوع‌ بشويد، اما به‌ ارادة‌ خودتان‌ اين‌ فرصت‌ را داريد كه‌ به‌ آن‌ عكس‌العمل‌ نشان‌ بدهيد يا نه. برخي‌ وقايع‌ كارمايي ‌بارها تكرار مي‌شوند. زماني كه‌ كسي‌ در حق‌ كس‌ ديگري‌ بدي‌ و نامهرباني ‌مي‌كند، و فرد دوم‌ به‌ آن‌ پاسخ‌ نمي‌گويد؛ فرد اول‌ دوباره‌ آن‌ را انجام‌ مي‌دهد. درست‌ مثل‌ بازي‌ تنيس‌ است‌ كه‌ تا رسيدن‌ به‌ يك‌ امتياز معين‌ متوقف‌ نمي‌شود، بلكه‌ تنها زماني‌ پايان‌ مي‌گيرد كه‌ يكي‌ از دو طرف‌ معتقد شود كه ‌اين‌ عمل‌ كافي‌ بوده‌ و دست‌ به‌ عمل‌ ديگري‌ بزند يا انرژي‌ را به‌ محبت‌ و علاقة‌ خالص‌ تبديل‌ نمايد. مي‌شود آن‌ را به‌ چرخي‌ شبيه‌ كرد كه‌ دائماً در حال چرخش است.
زماني‌ كه‌ چرخ‌ كارما يك‌ نفر را زير مي‌گيرد، وي جذب رفتار و موقعيت‏هايي مي‏شود كه او را از حقيقت‌ مسائل‌ آگاه‌‌ كند. ممكن‌ است‌ وي كس‌ ديگري‌ را به خاطر مشكلي‌ كه‌ پيدا كرده‌ است‌ مقصر بداند. كارمايي‌ كه‌ از آن‌ غفلت ‌شود قوي‏تر مي‌گردد و معمولاً هر بار كه‌ ظاهر شود منفي‌تر مي‌گردد و سرانجام‌ آن قدر قوي‌ مي‌شود كه‌ شخص‌ ديگر نمي‌تواند نسبت‌ به‌ آن‌ بي‌توجهي‌ نمايد.
شايد كسي‌ با شما كاري‌ كرده‌ باشد كه‌ اصلاً ماهيت‌ كارمايي‌ نداشته ‌است‌؛ بلكه‌ از ناتواني‌ آن‌ فرد در زندگي‏كردن‌ با عشق‌ ريشه‌ مي‌گيرد. ممكن ‌است‌ در همين‌ زندگي‌ يا زندگي‌ ديگر، به‌ آن‌ عمل‌ واكنش‌ كارمايي‌ نشان‌ بدهيد يا اين كه‌ با ابراز عشق‌ و محبت‌ از زير بار آن‌ خلاصي‌ پيدا كنيد.
پاك‌ كردن‌ كارما سه‌ مرحله‌ دارد: مرحلة‌ اول‌ آن‌ است‌ كه‌ نسبت‌ به‌ آنچه‌ كه‌ انجام‌ مي‌دهيم‌ آگاهي‌ پيدا كنيم. مرحلة‌ دوم‌ انتخاب‌كردن‌ است‌ و مرحلة ‌سوم‌ اين‌ است‌ كه‌ تغيير كنيم‌ و انتخاب‌هايمان‌ را حقيقتاً واقعيت‌ ببخشيم‌.
به عنوان‌ مثال‌ اگر فردي‌ متوجه‌ شود كه‌ انرژي‌هاي‌ موجود در يك‌ موقعيت‌ خاص‌ برايش‌ معنا ندارد، احتمالاً كارماي‌ يكي‌ از زندگي‌هاي‌ گذشته‌ در كار است‌. بنابراين‌ اولين‌ گام‌ براي‌ او اين‌ است‌ كه‌ مطلع‌ شود كه‌ وضعيت‌ موجود براي‌ او متناسب‌ است‌ يا خير.
گام‌ دوم‌ براي‌ او اين‌ است‌ كه‌ بفهمد چه‌ انتخاب‌هاي‌ ديگري‌ براي ‌اعمال‌، نگرش‌ها و مواضع‌ و احساس‌ها وجود دارند. كدام‏يك‌ بايد آزاد شوند و كدام‌ بايد بيشتر مورد توجه‌ و بررسي‌ قرار گيرند.
آنگاه‌ سومين‌ گام‌ آن‌ است‌ كه‌ ادامه‌ دهد و تغييرات‌ را ايجاد نمايد. گاهي‌ اوقات‌ شخص‌ متوجه‌ مي‌شود كه‌ آلام‌ و مشكلات‌ ناگهان‌ ناپديد شده‌اند. گاهي‌ نيز مردم‌ متوجه‌ مي‌شوند كه‌ مي‌بايستي‌ در مراحل‌ دوم‌ و سوم‌ تجديد نظر كنند و احتمالاً برخي‌ چيزها را عوض‌ نمايند


نویسنده : میلاد تاریخ انتشار:سه شنبه 8 آذر 1390
ترس‌ از كارما نيز ممكن‌ است‌ شخص‌ را از اقدام‌ كردن‌ يا آموختن‌ چيزهاي‌ جديد باز دارد. با اين‌ وجود چنين‌ به نظر مي‌آيد كه‌ خودداري‌ از اقدام‌ كردن‌ و رشد، بيش‌ از اشتباه‌ كردن كارما به وجود مي‌آورد.
بعضي‌ از مردم‌ آنقدر از ايجاد كردن‌ كارما يا از اين‌ كه‌ به قدر كافي‌ از لحاظ ‌روحي‌ پيشرفته‌ نباشند بيم‌ دارند كه‌ مي‌كوشند ابعاد انساني‌ خود را خنثي‌ و بي‌اثر سازند. در تعدادي‌ از موارد بازگشت‌ به‌ زندگي‌هاي‌ گذشته‌ افرادي‌ را ديده‌ايم‌ كه‌ حقيقتاً به‌ سطوح‌ بالايي‌ از پيشرفت‌ روحاني‌ دست‌ پيدا كرده‌ بودند اما به علت‌ عدم‌ پيشرفت‌ و توسعة‌ انساني‌ نتوانستند آن‌ را حفظ‌ نمايند. در اين‌ زندگي‌ شرايط‌ آنها را مجبور نمود تا براي‌ متعادل‌ كردن‌ رشد معمولي ‌به‌ بعد انساني‌ زندگي‌ بپردازند.


نویسنده : میلاد تاریخ انتشار:سه شنبه 8 آذر 1390
ممكن‌ است‌ در جريان‌ مديتيشن‌ و اوقات‌ آرامش‌ و سكون‏تان‌ خود را درحالي‌ ببينيد كه‌ در لبة‌ كوه‌ يا بالكن‌ يا ديگر جاهاي‌ بلند ايستاده‌ايد و آغوشتان‌ را گشوده‌ايد و افراد زيادي‌ در پائين‌ انتظار مي‌كشند. بسياري‌ از مردم‌ شاهد اين‌ حالت‌ هستند ولي‌ آن‌ را درك‌ نمي‌كنند و در آن‌ سهيم ‌نمي‌شوند، مبادا ديگران‌ آنها را جسور پنداشته‌ و به عنوان‌ داوطلب‌ شناخته‌شوند. در واقع‌ اين‌ اتفاق‌ براي‌ اشخاصي‌ رخ‌ مي‌دهد به‌ سطحي‌ خاص‌ از تكامل‌ رسيده‌اند و اين‌ بانگي‌ است‌ كه‌ آنها را به‌ مانند مسيح‌ بودن‌ فرا مي‌خواند، ندا مي‌دهد تا فرد جاي‌ پاي‌ مرشد خود را دنبال‌ كند و به عشق‌ اجازه‌ دهد تا در وجود او‌ جاري‌ شود و آنها را به‌ كانالي‌ از عشق‌ مبدل‌ سازد، عشقي كه‌ به‌ افراد زيادي‌ مي‌رسد.
ممكن‌ است‌ علاوه‌ بر عشق‌ متوجه‌ شويد كه‌ به‌ كانالي‌ براي‌ علم‌، شفابخشي‌، خرد يا قدرت‌ مبدل‌ شده‌ايد. اگر بيش‌ از اين‌ چنين‌ تصويري‌ را داشته‌ايد سعي‌ كنيد آن‌ را دوباره‌ تجربه‌ كنيد. نسبت‌ به‌ چه‌ خصوصياتي‌ آگاه ‌بوديد؟ آيا جريان‌ شفابخشي‌، علم‌، خرد و قدرت‌ را در خود حس‌ كرديد؟ آيا به‌ عشق‌ اجازه‌ داديد تا به‌ درونتان‌ جاري‌ شود؟ بر روي‌ اين‌ مسئله‌ مديتيشن‌ كنيد و آنچه‌ را به‌ نظر نيرومندتر مي‌آمد حس‌ كنيد.


نویسنده : میلاد تاریخ انتشار:سه شنبه 8 آذر 1390
اين‌ قصة‌ تكامل‌ ماست‌: يك‌ چيز را خوب‌ بياموزيد؛ چيزهاي‌ ديگرخودبه خود روبه‌راه خواهند شد. وقتي‌ سر و كارمان‌ با اين‌ روند باشد ما با آگاهي‌ بيشتري‌ دست‌ به‌ توانايي‌ها و انرژي‌هاي‌ جديد مي‌زنيم‌.
پيشنهادات‌ بيشتر جهت‌ مهيا شدن‌ براي‌ داشتن‌ آينده‌اي‌ بهتر:
1- قانون‌ طلايي‌: «آنطوري كه‌ دوست‌ داري‌ ديگران‌ با تو رفتار كنند با آنها رفتار كن‌.» بايد اين‌ نكته‌ را به خاطر داشته‌ باشيد كه‌ امكان‌ اين ‌وجود دارد، كه‌ طرف‌ مقابلتان‌ به‌ اين‌ موضوع‌ اعتقاد نداشته‌ باشد. ممكن‌است‌ نياز به‌ اين‌ داشته‌ باشيد كه‌ انرژي‏تان‌ را در درون تان‌ حفظ‌ كنيد، كه‌ اين ‌عمل‌ باعث‌ مي‌شود ديگران‌ نتوانند از آن‌ بهره‌مند شوند. از توانايي‌ خود براي‌ انجام‌ كارها بهره‌ ببريد، نه‌ بخاطر اينكه‌ به‌ قلاب‌ افتاده‌ايد.
2- روند زندگي‌ مسير رشد و يادگيري‌ است‌، هميشه‌ چيزي‌ براي‌ مطالعه ‌داشته‌ باشيد و پذيراي‌ رشد باشيد.
3- گاهي اوقات داشتن‌ عشق‌ بي‌قيد و شرط‌‌ بسيار دشوار است‌، ولي ‌مي‌تواند شما را از بسياري‌ از دردها و دلشكستگي‌ها برهاند، حتي اگر به ‌قسمتي‌ از آن‌ دست‌ يافته‌ باشيد.
4- آگاهي‌- چه‌ اتفاقي‌ در حال‌ وقوع‌ است‌؟ چرا، كجا و چه‌ بايد در قبال ‌آن‌ انجام‌ داد. گاهي‌ اوقات‌ بيش‌ از حد شتاب‌زده‌ عمل‌ مي‌كنيم‌.
5- خدمت‌ به‌ ديگران‌ را در فهرست‌ خود قرار دهيد. كارهاي‌ كوچكي‌ كه ‌شما براي‌ ديگران‌ انجام‌ مي‌دهيد آگاهي‌ شما را از ديگران‌ بيشتر كرده‌ و بر روشنايي‌ و شفافيت‌ زندگي‌ ديگران‌ مي‌افزايد. مطمئن‌ شويد كه‌ با تمايل ‌بيش‌ از حدتان‌ براي‌ كمك‌ به‌ آنها، آنها را از يادگيري‌ باز نمي‌داريد.
6- در ايجاد روابط، كوتاه‌ بياييد. چنانچه‌ تكميل ‏عمل‏ ميسرنبود اصرارنكنيد.
7- ايجاد آگاهي‌ معنوي‌ شامل‌ فراگيري‌ نكاتي‌ در مورد حيات‌ پس‌ از مرگ‌ است‌. وحشت‌ از حيات‌ پس‌ از مرگ‌ مي‌تواند جلوي‌ پيشرفت‌ شما را بگيرد. بسياري‌ از مردم‌ از خود مرگ‌ وحشت‌ ندارند، بلكه‌ از آنچه‌ پس‌ از مرگ‌ واقع‌ خواهد شد مي‌هراسند. مرگ‌ به‌ معني‌ رها كردن‌ كالبد جسماني و تمامي ‌متعلقاتش‌ است‌. هر احساس‌ و طرز فكري‌ كه‌ هنگام‌ مرگ‌ داشته‌ باشيد با شما به‌ حيات‌ بعدي‌ منتقل‌ خواهد شد و اگر منفي‌ باشند جلوي‌ پيشرفت‌ در آن‌ زندگي‌ را خواهند گرفت‌. برخي‌ افراد فكر مي‌كنند كه‌ برنامه‌ريزي‌ درمورد احتمالات‌ زندگي‌ آينده‌ به آنها ديدگاه‌ بهتري‌ از مرگ‌ مي‌دهد.
8- لازمه زندگي بهتر تغيير الگوي ژنتيكي است. ما بايد توان‌ تغيير‌ الگوهاي‌ ژنتيكي‌ را در خود داشته‌ باشيم‌، كه ‌اين‌ لازمة‌ زندگي‌ بهتر است‌. هر آنچه‌ را كه‌ تغيير دهيد بر خانواده‌ اثر مي‌گذارد. ممكن‌ است‌ الگوي‌ ژنتيكي‌ مشابهي‌ را اختيار كنيد و بعدها به ‌خاطر اين‌ انتخاب‌ خود را تحسين‌ نماييد.
9- شما نمي‌توانيد هميشه‌ درخواست‌ بخشايش‌ كنيد. برخي‌ چيزها هستند كه‌ بايد حل‌ شوند. مي‌توانيد از پروردگار خود طلب‌ كمك‌ كنيد. پروردگار شما هنوز مشغول‌ ايجاد تغيير و تحول‌ در درون‌ شما است‌. درك‌ اين مطلب كه‌ چه‌ اشتباهي‌ واقع‌ شده‌ بخشايش‌ را به‌ همراه‌ خواهد داشت. بخشايش‌ بدون ‌آگاهي‌ ممكن‌ است‌ شما را درگير شرايط‌ مشابهي‌ كند و اين‌ مسئله‌ آنقدر كه ادامه‌ يابد كه‌ شما درس‌ لازم را بياموزيد.
10- هميشه‌ با شرايط‌ موجود روبرو شويد. اينها شرايطي‌ هستند كه ‌مي‌توانيد از آنها براي‌ رشد خود بهره‌ ببريد.
11- دست‌ نگه‌ داريد. چمدان‏هايتان را ‌ نبنديد. وابستگي‌ها را به‌ باد فراموشي‌ بسپاريد. سعي‌ نكنيد براي‌ زندگي‌ بعدي‏تان‌ كارما به‌ همراه‌ خود ببريد. شما مي‌توانيد چگونگي‌ متوقف‌ ساختن‌ كارميك‌ اعمال‌ بين‌ خود و ديگران‌ را با انجام‌ ندادن‌ اعمال‌ منفي‌ بياموزيد.
13- هرگز چيزي‌ را كه‌ از جايش‌ تكان‌ نمي‌خورد هل‌ ندهيد. هر چيزي ‌زمان‌ خودش‌ را دارد. مهياي‌ زمان‌ مقتضي‌ باشيد. در اين صورت‌ خواهيد توانست‌ از آن موقعيت بهترين بهره را‌ ببريد.
14- نسبت‌ به‌ نيازهاي‌ خود و ديگران‌ در روابط‌ آگاه‌ باشيد.
15- با خودتان‌ روراست‌ باشيد. پذيراي‌ انرژي‌ و ارتعاشات‌ ماوقع ‌باشيد. در آن صورت‌ خواهيد توانست‌ انتخاب هاي‌ بهتري‌ انجام‌ دهيد.
16- به‌ ديگران‌ در روابط‌ فرصت‌ دهيد. اگر در روابط‌ همه‌ كارها را شما انجام‌ دهيد، طرف‌ مقابل‌ احساس‌ مورد نياز بودن‌ را نخواهد داشت‌.
17- نسبت‌ به‌ خود و ديگران‌ منصف‌ باشيد.
18- به خاطر داشته‌ باشيد كه‌ تكامل‌ در حركت‌ است‌ و مسير اين‌ حركت ‌از درون‌ ماست‌. پس‌ عمل‌، بخش‌ ضروري‌ زندگي‌ ما است‌. ما بايد نسبت‌ به ‌انجام‌ عمل‌ صحيح‌ آگاه‌ باشيم‌ و آن‌ را به‌ انجام‌ برسانيم‌.
زندگي‌ صحيح‌ در بعد فيزيكي به‌ شما كمك‌ مي‌كند تا در فراسوي‌ اين‌ زندگي‌ به‌ سطح ‌معنوي‌ و والايي‌ دست‌ يابيد؛ چرا كه‌ انرژي‌ حاصل‌ از آن‌ سبك‌تر و آزادتر است‌.


نویسنده : میلاد تاریخ انتشار:سه شنبه 8 آذر 1390
آيا استفاده از اهرام خطر دارد؟
تاكنون خطري گزارش نشده است. مطالعات گسترده نشان مي‌دهند بعضي مناطق داخل هرم سودمند و بعضي ديگر كمتر سودمند هستند، ولي هيچكدام مضر نيستند.
اين موضوع ممكن است در مورد اهرام كوچك كه ظاهراً سه ميدان متفاوت دارند، كاملاً صدق نكند. اولين ميدان، فضاي داخلي هرم است كه در آن تفاوتي بين فضاي هرم بزرگ و هرم كوچك وجود ندارد. نوع دوم واقع در قاعده هرم است كه ظاهراً اثري آرام بخشي دارد. همچنين به نظر مي‌رسد رأس هرم تشعشعات داغ توليد مي‌كند. بنابراين هنگام استفاده از اين نوع اهرام بهتر است نحوه به كارگيري آن را براي موردي خاص تعيين كنيم. سپس مدت زمان لازم براي شروع استفاده از هرم را مثلاً به ده دقيقه محدود كنيد. در صورت بهبود بيماري، مي‌توان اين مدت زمان را افزايش داد. در صورت عدم اطمينان، ابتدا بايد مساحت زير هرم براي درمان عضو آسيب ديده مورد استفاده قرار بگيرد. اگر اين شيوه مؤثر واقع شد، از تشعشعات رأس استفاده كنيد.


نویسنده : میلاد تاریخ انتشار:سه شنبه 8 آذر 1390
انرژي زيستي وارتعاشات خودتان را تقويت كنيد:

چيزهايي كه مي توانند هاله شمارا به شدت تقويت كنندعبارتنداز:

1ـمراقبه (پاك كردن ذهن از هر گونه تفكر)

2ـ تمرين تمركز با صليب

3ـ هما هنگ كردن هاله با محيط



هماهنگ كردن هاله با محيط

هنگامي كه فركانسهاي ارتعاشي (بينائي)چيزي را كه مي پوشيم با اين هاله هاي ساطع شده به طور طبيعي توسط كالبدوذهنمان هماهنگ مي كنيم،وضعيت موزوني كه كاملاًبي نظير است تجربه مي كنيم.

نتيجه را مي توان با ًكوك كردنً وسيله موسيقي مقايسه نمود.همه ما مي توانيم بدون كوك كردن صدايي را با وسيله موسيقي ايجاد كنيم ،نه يك موسيقي موزون .ضرورتاً سه تكنيك براي هماهنگي هاله با محيط وجود دارد .


درباره وب
موضوعات وب