نویسنده : میلاد تاریخ انتشار:سه شنبه 8 آذر 1390
اين‌ سفر در اين زمان مي‌تواند تجربياتي را به روي شما باز كند.
دراز بكشيد و در وضعيت راحتي قرار بگيريد:
شروع‌ به‌ تنفس‌ عميق‌ و آرام‌ نماييد. با تمام‌ وجود تا انتهاي‌ انگشتان‌ پا نوك‌ دستانتان‌ تنفس‌ كنيد. احساس‌ كنيد كه‌ با انجام‌ اين‌ كار انرژي شما‌ توسعه‌ و انبساط‌ پيدا مي‏كند. اجازه‌ دهيد آگاهي‏تان‌ نيز توسعه‌ پيدا كند. از آنچه‌ كه‌ مي‌آيد استقبال‌ كنيد. قضاوت‌، تجزيه‌ و تحليل‌ و شك‌ نكنيد. بعد از ‌تمرين‌ مي‌توانيد به اين‌ مسائل بپردازيد؛ ولي فعلاً از اين‌ فرصت‌ فقط‌ براي‌ تجربه‌ و احساس‌ كردن بهره بجوييد همچنان‌ احساس‌ ريلكس‌ بودن‌ را داشته‌ باشيد، اما يك‌ احساس‌ سنگيني‌ را به‌ آن‌ اضافه‌ كنيد. احساس‌ سنگيني‌ بسيار زيادي‌ كنيد؛ در كف‌ اتاق‌ فرو برويد. سپس‌ بگذاريد احساس‌ سنگيني‌ جاي‌ خود را به‌ سبكي‌ فراوان‌ بدهد. سعي كنيد شناور بشويد.
حالا همزمان‌ با شناور شدن‌، سنگيني‌ را احساس‌ كنيد. اين‌ راهي‌ براي‌رسيدن‌ به‌ حالت‌ آگاهي‌ دوگانه‌ است‌؛ آگاهي‌ كسي‌ كه‌ امروز هستيد، كسي‌ كه‌ قبلاً بوده‌ايد و كسي‌ كه‌ خواهيد بود. احساس‌ سبكي‌ و سنگيني‌ همزمان‌ را احساس‌ كنيد اما بيش‌ از حد بر روي‌ اين‌ حالت‌ تمركز نكنيد.
سفرمان‌ را به صورت‌ بارقه‌هايي‌ توسعه‌ نيافته‌ از آگاهي‌ خداوندي‌ شروع‌مي‌كنيم‌. زندگي‌ها و وقايع‌ بي‌شماري‌ را پشت‌ سر مي‌گذاريم‌ كه‌ بعضي از آنها روي‌ اين‌ سياره‌ و بعضي روي سيارات‌ ديگر واقع‌ شده‌اند تا آنجا بخشي‌ كاملاًآگاه‌ از آگاهي‌ خداوندي‌ بشويم‌. نه‌ تنها در خلق‌ تكامل‌ خودمان‌ بلكه‌ درخلق‌ تقدير جهانيان‌ شريك‌ مي‌شويم‌. سفر ما بخشي‌ است‌ از برنامه‌ريزي‌ الهي‌ به‌ سوي‌ شكفته‌شدن‌. همان طور كه‌ يك‌ گياه‌ به سوي‌ خورشيد سرمي‌كشد، ما نيز به‌ جانب‌ شكفتگي‌ پيش‌ مي‌رويم‌. حال شروع‌ مي‌كنيم‌ به‌ برگشتن‌ از حالت‌ انرژي‌ خالص‌ به‌ سوي‌ وضعيت ‌مادي‌. خود را به صورت‌ انرژي‌ خالص‌ احساس‌ كنيد، يعني‌ همان‌ بارقه‌ توسعه‌نيافته‌ از آگاهي‌ خداوندي‌ كه‌ در انتظار تكامل‌، آموختن‌ و رشدكردن‌ به سرمي‌برد.
با رفتن‌ به‌ درون‌ جهان‌ مواد معدني‌ فرود به‌ سوي‌ ماده‌ را احساس‌نماييد. تجسم‌ كنيد كه‌ يك‌ دانة‌ شن‌ بر روي‌ ساحلي‌ هستيد. به‌ اين‌ ترتيب‌هيچ‌ اراده‌اي‌و هيچ‌ حركتي‌ از خود‌ نداريد. آب‌ و باد شما را به‌ هر سويي‌ مي‌كشاند. گرما و سرما وجود دارد و شما آنها را احساس‌ مي‌كنيد؛ اما هيچ‌حس‌ توسعه‌يافته‌اي‌ از‌ احساس‌ ‌گرما وسرما وجود ندارد؛ نمي توانيد احساس خوب يا احساس بد داشته باشيد؛ بلكه‌ فقط‌ يك‌ حس‌ و آگاهي‌ است‌ كه‌ وجود دارد.به عنوان‌ يك‌ دانة‌ شن‌ برروي‌ ساحل‌ چيزي‌ كه‌ ماية‌ نگراني‌ باشد يا مجبورباشيد به‌ آن‌ فكر كنيد متصور نيست‌. حتي‌ قادر نيستيد صدايي‌ از خود ايجاد نماييد. در اين‌ قسمت‌ از تكامل‌ شما آگاهي از نوع احساس فيزيكي را در خود پرورش مي‏دهيد.
آنگاه‌ دوران‏هاي‌ متعددي‌ مي‌گذرند. اكنون‌ آماده‌ايد تا در مسير تكامل‌ گامي‌ پيش‏تر برويد و درمي‌يابيد كه‌ آماده‌ايد تا جزئي‌ از قلمرو گياهي‌ باشيد. تجسم‌ كنيد كه‌ يك‌ گياه‌ هستيد. هنوز آن‌ احساس‌ فيزيكي‌ را كه‌ در ‌ يك‌ جسم‌ و مادة‌ محض‌ در شما به وجود آمده بود را با خود داريد؛ اما حالا در آغاز يك ‌آگاهي‌ رواني‌ هستيد: آغاز احساسات‌. به عنوان‌ گياه‌ چه‌ نوع‌ احساساتي‌ را تجربه‌ مي‌كنيد؟ به‌ اين‌ مرحله‌ از تكامل‌، حركت‌ نيز افزوده‌ شده‌ است‌ ريشه‌هايي‌ كه‌ در زمين‌ فرو مي‌روند و بخش‌ روي‌ زمين‌ كه‌ خود را به ‌سوي‌ خورشيد مي‌كشند. اوايل‌ حركت‌ را احساس‌ كنيد. آيا مي‌توانيد زماني‌كه‌ برگ‏هايتان‌ به‌ هم‌ ساييده‌ مي‌شوند صدايي‌ ايجاد نماييد؟
دوران‏هايي‌ مي‌گذرند و اكنون شما براي‌ يك‌ گام‌ ديگر آماده‌‏ايد. اين‌ بار به‌ قلمرو حيوانات‌ وارد مي‌شويد بر اثر طي‌ مراحل‌ پيشين‌ در قلمروهاي‌ ماده و گياه‌ توانايي‌ها و حواستان‌ رشد پيدا كرده است. همچنين ‌داراي‌ برخي‌ توانايي‌هاي‌ رواني‌ شده‌ايد و بايد در اين مرحله به توانايي‌هاي ‌ ذهني‌ بپردازيد. به‌ حيواني‌ فكر كنيد كه‌ نوعي‌ نزديكي‌ يا شباهت‌ با آن‌ احساس‌ مي كنيد. آن‌ حيوان ‌باشيد؛ آن‌ را احساس‌ كنيد؛ آن‌ را تجربه‌ كنيد. داشتن‌ توانايي‌هاي‌ فيزيكي‌، رواني‌ و ذهني‌ توسعه‌ يافتة‌ آن‌ حيوان‌ چگونه‌ است‌؟ اكنون‌ زندگي‌ براي شما ‌چگونه‌ است‌؟ فعاليت‌ و تحرك‌ نيز افزايش‌ مي‌يابد. شما با ريشه‌هايي‌ كه‌ در زمين‌ فرو مي‌روند وابستگي‌ نداريد. مي‏توانيد جابجا بشويد. مي‌توانيد راه ‌برويد،حركت كنيد و هر جا كه‌ خواستيد بايستيد. حركت‌ و آزادي‌ حركت‌ كردن‌ را تجربه‌ كنيد. چگونه‌ احساسي‌ است‌؟ براي‌ بيان‌ حالت‌ خودتان‌ چه‌ نوع‌ صداهايي‌ مي‌توانيد ايجاد نماييد؟
باز هم‌ دوران‏هاي‌ بيشتري‌ مي‌گذرند و حال‌ آمادة‌ گام‌ ديگري‌ در تكامل ‌هستيد: وارد شدن‌ به‌ قلمرو انساني‌. آغاز روح‌ به‌ اين‌ سطح‌ تعلق‌ دارد. ما شبيه‌ صورت‌ خدا آفريده‌ شده‌ايم‌. امور‌ روحاني‌ در اختيار ما هستند زيرا ما روح‌ داريم‌ و نيز توانايي‌هاي‌ فيزيكي‌، رواني‌ و ذهني‌ بسيار وسيع تر و رشديافته‌تري‌ داريم‌. راه‌ رفتن‌، دويدن‌، بالا رفتن‌، شنا كردن‌، سواري‌ گرفتن‌ از حيوانات‌، ساختن‌ و درست‌ كردن‌ قايق‌ و سرانجام‌ به عنوان ‌انسان‌، اتومبيل‌، قطار و هواپيما مي‌سازيم‌.
يك‌ انسان‌ غارنشين‌ بشويد. آغاز هشياري‌ روحي‌ را احساس‌ كنيد. آگاهي چگونگي خود را به چه صورت به شما مي‏نماياند؟ افزايش‌ توانايي‌هاي ‌فيزيكي‌، رواني‌ و ذهني‌ خود را احساس‌ كنيد. رشد جديد خود را احساس‌ كنيد، افزايش‌ تحرك‌ را چگونه‌ تجربه‌ مي‌كنيد؟ توانايي‌ شما در ابراز احساستان‌ از طريق‌ صدا چگونه‌ است‌؟
زندگي‌ مي‌گذرد. به‌ زندگي‌ در دوراني‌ بين‌ 1400 تا1700 پس از ميلاد برويد. توانايي‌هاي‌ فيزيكي تان‌ به چه اندازه افزايش‌ يافته‌اند؟ احساساتتان‌ چقدررشد يافته‌اند؟ چه‌ قابليت‌هاي‌ ذهني‌ جديدي‌ داريد؟ آگاهي‌ روحي‏تان ‌چقدر توسعه‌ يافته‌ است‌؟ چه‌ نوع‌ تحركي‌ داريد؟ توانايي‌ بيان‌ و ابراز احساس‌ از طريق‌ ايجاد صدا چقدر در شما رشد پيدا كرده‌ است‌؟ آيا در صداهايي‌ كه‌ ايجاد مي‌كنيد موسيقي‌ نيز وجود دارد؟
زمان‌ مي‌گذرد و به‌ دوران‌ كنوني‌ مي‌رسيم‌. هماني‌ باشيد كه‌ اكنون ‌هستيد. خود واقعي‌ كنوني‌تان‌ را واقعاً تجربه‌ كنيد؛ افزايش‌ آگاهي‌ در سطح‌ فيزيكي‌ را احساس‌ كنيد. اكنون‌ چه‌ قابليت‌هاي‌ فيزيكي‌ داريد؟ از لحاظ ‌رواني‌ چه‌ تغييري‌ كرده‌ايد؟ از نظر ذهني‌ چطور؟ از لحاظ‌ روحي‌؟ قدرت ‌تحركتان‌ چقدر افزايش‌ يافته‌ ‌؟ توانايي‌ ابراز احساس‌ از طريق‌ صدا چقدر در شما زياد شده‌ است‌؟
زمان‌ مي‌گذرد و يك‌ جهش‌ تكاملي‌ را طي‌ مي‌كنيد و شما يك‌ فوق‌ بشر و ابرانسان‌ مي‌شويد. بدن‌ قوي‏تر و سالم‏تر خود را احساس‌ كنيد.
احساس‌ كنيد كه‌ نيروي‌ ذهني‌ و رواني‌ و روحي‌ شما تا چه اندازه توسعه‌يافته‌تر و پالايش‌ يافته‌تر شده است‌؟ همچنين‌ توسعة‌ آگاهي‌ را احساس‌ كنيد، به‌گونه‌اي‌ كه‌ اكنون چيزهاي‌ بسيار زيادي‌ براي‌ شما روشن‌ هستند كه‌ پيش‌ از اين‌ نمي‌دانستيد. چيزهايي‌ كه‌ پيش‌ از اين‌ فراتر از قدرت‌ بينايي‌ و شنوايي‌ شما بودند، اكنون‌ در اختيارتان‌ قرار دارند. حال‌ زندگي‌ چگونه‌ است‌؟ در اين‌ شرايط‌ چگونه‌ با صدا خود را ابراز مي‌نماييد؟
سپس‌ در زمان‌ پيش‌ برويد تا ‌ يك‌ موجود كاملاً رشد يافته‌ بشويد. اگر خودتان‌ نخواهيد كه‌ دوباره‌ متولد شويد و در جسم‌ جديدي‌ حلول‌نماييد، مجبور نيستيد. شما محدود به‌ زمان‌ يا مكان‌ نيستيد- كاملاً شكفته ‌شده‌ايد و با قدرت‌ خداوندي‌، شريك‌ خالق‌ در خلقت‌ هستيد؟ شايد بتوان‌ شما را مانند خدا يا خداگونه‌ ناميد. اين‌ چگونه‌ احساسي‌ است‌؟ قدرت‌ تحرك‌ شما تا آن‌ نقطه‌ افزايش‌ يافته‌ است‌ كه‌ كافي‌ است‌ فكر كنيد مي‌خواهيد كجا باشيد تا در آن‌ محل‌ حاضر شويد. توانايي‌ شما در ابرازاحساس‌ و ابراز وجود تا به آن جا پيشرفت‌ كرده‌است‌ كه‌ مي‌توانيد افكارتان‌ را به‌ هر كجا كه بخواهيد بفرستيد؛ فقط‌ با انرژي‌. براي‌ ايجاد صدا نيازي‌ به‌ داشتن‌ بدن‌ نداريد. حالا با نيروي‌ خدايي‌ به‌ خانه‌ بازگشته‌ايد. پس‌ از پشت‌ سرگذاشتن‌ دوره‌هاي‌ بسيار طولاني‌ كه‌ از آنان‌ بارقة‌ خام‌ آگاهي‌ خداوندي ‌شروع‌ شد به‌ خانه‌ بازگشته ايد. چند لحظه‌اي‌ برروي‌ آن‌ تمركز نماييد. از آن‌ انرژي‌ شكفته‌ شده‌ هر چه‌ كه‌ مي‌توانيد با خود به‌ زندگي‌ حاضر بياوريد.

عضلاتتان‌ را بكشيد و راحت‌ باشيد و براي‌ چند دقيقه‌ احساسات‌ و افكارتان‌ را بررسي‌ نماييد.


نویسنده : میلاد تاریخ انتشار:سه شنبه 8 آذر 1390
در گروه‏هاي‌ روحي‌ هر يك‌ از اعضاء برنامه‌اي‌ اضافه‌ بر سازمان‌ خواهندداشت‌؛ خواه‌ اين‌ برنامه‌ نقش‌ رهبري‌ باشد، خواه‌ ارتقاي‌ آگاهي‌ روحي‌، يا شكل‌ ديگري‌ از فعاليت‌ گروهي‌. هدف‌ آنها سرعت‌ بخشيدن‌ به‌ تكامل‌ افراد روي كره‌ زمين‌ مي‌باشد. بسياري‌ از اوقات‌ اين‌ افراد كارمايي‌ باورنكردني ‌ميان‌ خود ايجاد مي‌كنند كه‌ پيش‌ از آن كه‌ حقيقتاً بتوانند به عنوان‌ يك‌ واحد با هم‌ كار كنند بايد برطرف‌ گردد. اين‌ گروه ها ممكن‌ است‌ در يك‌ زندگي‌ در نقش‌هاي‌ دولتي‌ ظاهر شوند، در زندگي‌ ديگر به‌ كار سرگرم‌ كردن‌ مردم‌ اشتغال‌ داشته‌ باشند و در زندگي‌ ديگر در سيستم‌ آموزشي‌ مشغول‌ فعاليت‌ شوند. حتي‌ ممكن‌ است‌ برخي‌ از زندگي‌هاي‌ خود را در پست‌هاي‌ نظامي ‌سپري‌ كنند. هدف‌ اصلي‌ آن ها رشد و تكامل‌ ديگران‌ بوده و رشد خودشان‌ در درجة‌ دوم‌ قرار دارد.
بسياري‌ از اين‌ افراد از سيارات‌ ديگري‌ آمده‌اند و اگر چه‌ در ارتباط‌ متقابل‌ با خانواده‌هاي‌ روحي‌ و قبيله‌هاي‌ روحي‌ خواهند بود، ولي‌ نقش‌ اصلي‌ آنها در كنار گروه‌ ديگري‌ ‌ است‌.


نویسنده : میلاد تاریخ انتشار:سه شنبه 8 آذر 1390
در اين‌ برنامة‌ تكاملي‌ ما سفر خود‌ را به صورت‌ بخشي‌ از «گروه‌خانوادگي‌» آغاز مي‌نماييم‌ كه‌ احتمالاً صدها و يا حتي‌ هزاران‌ روح‌ را شامل‌مي‌‏گردد؛همچنين‌ «قبايلي‌» از اين‌ خانواده‌ها وجود دارد كه‌ در يكديگرحلول‌ نموده‌ و همگي‌ جهت‌ تحقق‌ يافتن‌ سفرشان‌ با يكديگر همكاري‌مي‌نمايند. برخي‌ از اشخاص‌ از سيارات‌ ديگري‌ مي‌باشند كه‌ در اين‌ جريان‌ همكاري‌ نموده‌ و ممكن‌ است‌ بارها و بارها جهت‌ آموزش يا هدايت‌گروهي‌ خاص‌ كه‌ براي‌ آن‌ گمارده‌ شده‌اند، تناسخ يابند.
تقريباً تمامي‌ تولدهاي‌ مجدد يك‌ فرد همراه‌ با «خانواده‌» او انجام ‌مي‌گردد. اين‌ بدان‌ معنا است‌ كه‌ شما مادر، پدر، برادر، خواهر، فرزند، بهترين‌ دوستان‌، عشاق‌ و همكاران‌ خود را بارها و بارها ديده‌ايد. شما مي‌آموزيد كه‌ در نقش‌هاي‌ مختلف‌ و به‌ روش‏هاي گوناگون با اشخاص‌ در ارتباط‌ باشيد تا آنكه‌ نهايتاً به‌ سطح‌ يك‌ «دوستي‌ جهاني‌» با آنان‌ برسيد. كاري‌ مانند اجراي‌ كارما با يك‌ فرد و بعد با ديگران‌ وجود ندارد. اين‌ همكاري بيشتر براي‌ تكميل‌ كارما و سپس‌ گسترش‌ ارتباط‌ دوستي‌ جهاني‌ است‌.
هر چه‌ بيشتر اين‌ زندگي‌ها را پشت‌ سر بگذاريم‌، متوجه ‌مي‌شويم‌ كه‌ شبيه‌ به‌ خاله‌بازي‌ كودكان‌ است‌: «ديروز تو مادر بودي‌، امروز من‌ مي‌خواهم‌ مادر باشم‌. بسيار خوب‌، پس‌ من‌ عمو هري‌ خواهم‌بود». در زندگي‌ قبلي‌ شما مادر بوديد، در اين‌ زندگي‌ بچه‌ايد. گاهي‌ اوقات‌ كودكان‌ از چنان‌ حافظة‌ ناهشيار قوي‌ در باب‌ پدر يا مادر شدن‌ برخوردار هستند كه‌ مي‌خواهند پدر و مادر والدين‌ باشند و زندگي‌هاي‌ خود را آنچنان‌ كه‌ مناسب‌ مي‌بينند رهبري كنند.
چنانچه‌ وظايف‌ ويژه‌ و دشواري‌ براي‌ خود در زندگي‌ آتي‌ در نظر بگيريم، ممكن‌ است‌ موقعيتي‌ را جستجو نماييم‌ كه‌ در آن‌ با فردي‌ باشيم‌ كه ‌در گذشته براي ما‌ منبع‌ قدرت‌ و آسايش‌ بوده‌ است‌. يا ممكن است به دليل آنكه در گذشته به‌ او كمك‌ نموده‌ايم خواهان‌ كمك‌ به‌ ما است‌. همچنين‌ ممكن‌ است‌ گروهي‌ خاص‌ وجود داشته‌ باشند كه‌ در گذشته‌ بارها و بارها در موقعيت‌هاي‌ مختلف‌ قدرت‌ و عشق‌ را نثار يكديگر نموده‌اند. چنانچه‌ اين‌ كار زياد ادامه‌ يابد ممكن‌ است‌ دريابند كه‌ «اراده‌ كارما» آن ها را از يكديگر دور نگاه‌ مي‌دارد و بنابراين‌ شروع‌ ارتباط ديگري‌ نيز بنمايند.


نویسنده : میلاد تاریخ انتشار:سه شنبه 8 آذر 1390
كنداليني‌ يا انرژي‌ تكاملي‌ تا حد بسيار زيادي‌ بخشي‌ از تناسخ‌ است‌. بسته‌ به‌ نوع‌ تكامل‌ شخصي‌ و رشد ژنتيكي‌ والدين‌ هر شخصي‌ در هنگام ‌تولد مقدار مشخصي‌ كنداليني‌ به همراه دارد. مقدار و قابليت‌ استفاده‌ از آن ‌نشانگر ميزان‌ هوش‌ شماست‌.
اگر كسي‌ مقدار و قابليت‌ استفادة‌ بيشتري‌ از اين‌ انرژي‌ را داشته‌ باشد، از درجة‌ شكفتگي‌ بالاتري‌ برخوردار است‌. اگر انرژي‌ قابل‌ استفاده‌ نباشد، همچون‌ مواردي‌ كه‌ خود رشد پيدا نكرده‌ يا جسمي‌ كه‌ از تصفية‌ سلولي‌ اندكي‌ برخوردار است‌، ممكن‌ است‌ اختلالات‌ رواني‌، عاطفي‌، و جسمي‌ به وجود بيايد. همچنين‌ امكان‌ بروز اختلالات‌ ناشي‌ از بيماري‌ رواني ‌وجود دارد.
معمولاً انرژي‌ كنداليني‌ به‌ خودي‌ خود بر تصفيه‌ و رشد سيستم‌ تأثير مي‌گذارد.
اشخاصي‌ كه خود عقب‌ افتاده‌اي‌ دارند به‌ خود‏كوچك‌بيني‌ تمايل‌ پيدا كرده و مانع‌ رشد‌ از جمله‌ رشد كندالنيي‌ مي‌شوند. يا اينكه‌ ممكن‌ است‌ فرد شخصيت‌ بيش‌ از حد مغروري‌ داشته‌ باشد تا كمبود رشد را جبران‌ كند. داشتن‌ «خود» سالم‌ در جريان‌ رشد از اهميت‌ بسياري‌ برخوردار است‌.


نویسنده : میلاد تاریخ انتشار:سه شنبه 8 آذر 1390
گاهي اوقات آدمها در كارماي ديگران گرفتار مي‌شوند. وقتي كه دربارة ديگران بيش از حد نگران مي‌شويم يا وقتي كه بي‌جهت در امور ديگران دخالت مي‌كنيم، گرفتار كارماي آنها مي‌شويم. به جاي نگران شدن بايد سعي كنيم به ديگران خير برسانيم. اعتقاد بعضي افراد اين است كه ما هرگز نبايد كاري كنيم كه در كارماي ديگران دخالت نماييم. از سوي ديگر، يك نگرش مسيحي وجود دارد كه طبق آن بايد به تخفيف دادن كارما يا مشكلات ديگران از طريق شفابخشي، عفو گناهان،‌ تحمل بار مشكلات و خلاصه بخشش و گذشت همكاري كنيم. من شخصا به اين نگرش دوم اعتقاد دارم ولي بايد مواظب باشيم در امور ديگران مداخله نكنيم. افراد بسياري دوست دارند به عنوان وسيله‌اي براي پرهيز از گناه و تقصير يا رهايي از گناه در كارماي ديگران شركت كنند، شايد مشكلات ديگران اين‌گونه افراد را آزرده يا كنجكاو كند. دعا و عقل شهودي مي‌تواند شما را در تصميم‌گيري در اين كه در مشكلات ديگران دخالت كنيد يا خود را كنار بكشيد، ياري دهد. كساني كه جريان كنداليني آنها عمدتاً از طريق چاكراي واقع در پشت‌سر جريان دارد نه از طريق تاج، معمولاً در امور ديگران مداخله نمي‌كنند. افرادي كه كنداليني آنان بيشتر از قسمت جلوي سر (چشم هفتم) جريان دارد، معمولاً اعتقاد دارند كه بايد با ديگران زندگي كنند و آنان را ياري دهند. براي ايجاد تعادل و هماهنگي، انرژي اصلي بايد از چاكراي تاج جريان يابد.
كارماي گروهي
گروه‌ها مي‌توانند درست مثل افراد به صورت متعادل عمل كنند. اگر دريابيد كه بالاترين خير گروه براي شما چيست، مي‌توانيد سطح مناسب همكاري با گروه را براي خود انتخاب كنيد. ايفاي نقشي با يك آگاهي بالاتر مي‌تواند شما را كمك كند تا بدانيد كه بايد تعامل خود را با گروه افزايش دهيد يا از آن بكاهيد و در درك هدف، كارما شما را ياري خواهد داد. اكنون بيش از هر زمان ديگر ما بايد در همكاري گروهي دقت كنيم. براي بعضي افراد اين چالش مستلزم مشاركت هر چه بيشتر مي‌باشد، براي بعضي ديگر ايجاب مي‌كند كه خود را عقب بكشند و در تنهايي كار كنند.

انتخاب آگاهانة‌ كارما
قبل از آنكه قدم به اين جهان بگذاريم، در اين كه بايد كدام كارما را متعادل كنيم و در چه زمينه‌هايي رشد كنيم، تصميم خود را گرفته ايم هر چه شخص رشد يافته‌تر باشد انتخاب او در اين برنامه‌ريزي بيشتر خواهد بود. برخي ها تصميم مي‌گيرند به قدري در زندگي كنوني كارما آزاد كنند كه خود را در آن غرق نمايند، آنها لقمه را بيش از آن چه بتوانند به آساني بجوند برداشته‌اند. بعضي ديگر براي رشد طرح‌هايي دارند يا بيماري را به عنوان وسيله‌اي براي افزايش تحمل، مقاومت،‌ شناخت و آگاهي از بيماري انتخاب كرده‌اند. يك بيماري ممكن است بخشي از رشد كلي يك گروه باشد، به عنوان مثال، هلن كلر ممكن است زندگي خود را چنين انتخاب كرده باشد كه نشان دهد چه‌طور كر و كور مي‌تواند ايفاي نقش كند.
بعد مثبت كارما
افراد ممكن است در آرزوي رسيدن به اهداف خاصي باشند كه در زندگي گذشته به آن نرسيده‌اند. اين اهداف ممكن است به روابط،‌ انتخاب شغل،‌ رشد و تكامل،‌ سفر، علاقة‌ هنري يا هر جنبة ديگري از زندگي مربوط باشد. انرژي اين آرزوي برآورده نشده منتظر فرصت براي تحقق است. انتخاب هر كسي متأثر از كشش اين تمايلات كارمايي و به كار انداختن تمايلات نهفته مي‌باشد.


نویسنده : میلاد تاریخ انتشار:سه شنبه 8 آذر 1390
انسان‌ كارماي‌ ژنتيكي‌ را از نياكانش‌ به‌ ارث‌ مي‌برد. اين‌ مي‏تواند به‌ شكل يك ‌طرز فكر و نگرش خاص‌، وضعيت‌ زندگي‌ يا بيماري‌ باشد. اگر يكي‌ از نياكان‌ شما يك‌ بي‌توازني‌ و عدم‌ تعادل‌ شديد ايجاد كرده‌ باشد اين‌ موضوع‌ مي‌تواند از طريق‌ ساختمان‌ DNA انتقال‌ پيدا كند و باعث‌ شود تا اخلاف‌ او تحت‌ نفوذ كارمايي‌ او قرار بگيرند.
بيماري‌ يكي‌ از كارماهاي‌ عمده‌ است‌ كه‌ از طريق‌ ژنتيكي‌ انتقال‌ مي‌يابد كه مي‌بايستي‌ آن‌ را ترك‌ كرده‌ و تغيير شكل‌ بدهيم‌؛ در غير اين صورت‌ در طي ‌نسل‏ها انتقال‌ مي‌يابد تا اين كه‌ نمود واقعي‌ پيدا كند. در برخي‌ موارد ممكن ‌است‌ اين‌ نمود بر اثر اختلاط‌ با جريان‌هاي‌ ژنتيكي‌ ديگر كه‌ انرژي‌ قوي‏تري ‌دارند تضعيف‌ گردد. مثلاً اگر كسي‌ مشكل‌ قلبي‌ را به‌ ارث‌ برده‌ باشد، فرزندان‌ يا نوه‌هاي‌ او اگر با خانواده‌اي‌ وصلت‌ كنند كه‌ سيستم‌ قلبي‌ قوي‌ و سالمي‌ دارند ممكن‌ است‌ آن قدر ناراحتي‌ قلبي‌ پيدا نكنند؛ با اين‌ وجود ممكن‌ است‌ مجدداً نسل هاي‌ بعدي‌ را تحت‌ تأثير خود قرار ‌دهند. براي‌ تغيير الگوي‌ ژنتيكي‌ خود، لازم‌ است‌ كه‌ فرد به‌ زندگي‌هاي‌ گذشتة‌ اجدادش‌ بازگردد و از‌ نقطه آغاز‌ روي‌ تغيير كار كند؛ درست همان‏گونه كه‌ فرد براي‌ حل‌ مشكل‌ كنوني‌ خود عمل‌ مي‌نمايد. اگر اين‌ كار انجام‌ گيرد، يعني‌ الگوي‌ انرژي‌ كارما آزادگردد، به‌ رها كردن‌ نسل‏هاي‌ آينده‌ از آن‌ نيز كمك‌ خواهد نمود؛ زيرا آن هماهنگي به‌ صورت‌ فيزيكي‌ با اخلاف‌ ما ارتباط‌ خواهد داشت.
گاهي‌ اوقات‌ افرادي‌ كه‌ يك‌ وضعيت‌ ژنتيكي‌ يا خانوادگي‌ كارمايي‌ ايجادكرده‌اند، ممكن‌ است‌ تصميم‌ بگيرند و ترجيح‌ دهند كه‌ به صورت‌ يكي‌ از نسل‏هاي‌ آينده‌ به‌ خانواده‌ بازگردند تا آن‌ كارما را آزاد كنند. اين‌ موضوع‌ در موقعيت‏هاي مختلفي صدق مي‏كند كه بيماري‌ تنها يكي‌ از آنها است‌.


نویسنده : میلاد تاریخ انتشار:سه شنبه 8 آذر 1390
يكي‌ از دشوارترين‌ مراحل‌ براي‌ انسان‌ اين‌ است‌ كه‌ متوجه‌ شود عميقاً عاشق‌ شده‌است و از اين‌ مسئله‌ گريزي‌ ندارد. يعني‌ چنان‌ عاشق‌ شده‌ كه‌ گويا درونش‌ در گرو يك‌ ارباب‌ پيوند است‌. اين‌ مسئله‌ را نبايد با عشق‌ يكي‌ دانست‌. در اين‌ حالت‌ عالم‌ شما جولانگاه‌ تمام‌ احساسات‌ آشوب‌زا و هلهله‌گر است‌. اين‌ زماني‌ است‌ كه‌ شما حس‌ مي‌كنيد نوعي ‌ارتباط‌ قوي‌ كه‌ ظاهراً به‌ جايي‌ ختم‌ نمي‌شود شما را از راهتان‌ منحرف‌ مي‌كند. شايد شخص‌ مورد نظر شما ازدواج‌ كرده‌ يا علاقه‌اي‌ به‌ ايجاد ارتباط ‌با شما ندارد يا احساس‌ مشتركي‌ با شما ندارد. بايد بدانيد كه ارتباط‌ شخصي‌ هركس با پروردگار خويش‌ بايد اصلي‏ترين رابطة‌ ‌عاشقانة‌ زمان‌ حياتش‌ باشد. هر ارتباطي‌ كه‌ مغاير اين‌ حالت‌ باشد محكوم ‌به‌ فناست‌؛ چون‌ انرژي‌ بيش از حدي‌ را مصرف‌ مي‌كند. انسان ‌بايد بياموزد تا بدون‌ وابستگي‌ عشق‌ بورزد.


نویسنده : میلاد تاریخ انتشار:سه شنبه 8 آذر 1390
هدف‌ اصلي‌ ما در زندگي‌ تكامل‌ است؛ با اين ‌وجود گاهي اوقات در مسيرمان‌ عدم‌ توازن‌هايي‌ ايجاد مي‌كنيم‌ كه‌ براي‌ سايرين‌ يا خودمان ‌رضايت‌بخش‌ نيست. بنابراين گاهي اوقات‌ چيزي‌ را مي‌آفرينيم‌ كه‌ كارما «karma» ناميده‌ مي‌شود. در واژه‌شناسي‌ شرق‌، كارما به‌ معناي‌ «ايجاد تعادل‌ و توازن‌» است‌. درانجيل قلاتيان (بخش ششم، آيه هفتم) اينطور آمده‌: «بشر آنچه‌ را مي‌كارد برداشت‌ مي‌نمايد».
برخي‌ از افرادعقيده دارند كه‌ ما جهت‌ تكميل‌ يا توازن‌ كارما بارها و بارها زندگي‌ مي‌كنيم‌. حال چنانچه‌ يگانه‌ هدف‌ تناسخ‌ ايجاد توازن‌ كارمايي‌ باشد، آغاز براي‌ چيست‌؟ يا كارما از كجا آمده؟ ما در زندگي خود بارها و بارها ديده ايم كه چگونه افراد بسوي شگفتي هايي جذب مي شوند كه در جت رشد و تكامل آنهاست‌. هنگامي‌ كه‌ مردم‌ واقعاً جهت‌ رسيدن به‌ اين‌ هدف كوشش مي‌نمايند، حس‌ تحصيل‌ هدف‌ و شادي‌ در زندگي‌ وجود دارد و كارما به‌ اين‌ سادگي‌ گسترش نمي‌يابد.
هرگاه‌ كه‌ در «چرخه‌هاي‌» كارما گرفتار مي شويم، بيشتر در معرض‌ منفي‌بافي‌ و احساس‌ پوچي‌ قرار مي‏گيريم. هر زمان‌ كه‌ چيزهاي‌ تازه‌ يادمي‌گيريم‌ به‌ ما جهت‌ درك‌ زندگي‌ و توازن‌ كمك‌ شده و كارماي‌ كمتري‌ ايجاد مي‌گردد. بدين‌ ترتيب‌ داشتن‌ زندگي‌هاي‌ بسيار متفاوت‌ جهت‌ تكامل ‌بيشتر موضوعي‌ حائز اهميت‌ مي‏شود.
ما به‌ صورت‌ اشخاص‌ فقير، ثروتمند، موفق‌ از( لحاظ‌ استانداردهاي ‌دنيوي)‌ و يا بسيار ناموفق‌، زندگي‌هايي‌ در تنهايي و يا سرشار از عشق‌ و كاميابي‌ داشته‌ايم‌. ما تمامي‌ گونه هاي بودن‌، همه حالت‌هاي زيستن را در ‌تمام‌ نژادها تجربه‌ مي‌كنيم‌.
در بعضي مواقع در يك‌ زندگي يا زندگي‌هاي‌ متعدد به‌ منظور به دست آوردن ‌شناخت‌ و نايل‌ شدن‌ به‌ كارما (تعادل‌) تغيير جنسيت‌ مي‌دهيم؛ زيرا از طريق ‌تغيير جنسيت‌ اين‌ كار بهتر انجام‌ خواهد گرفت‌. تغيير جنسيت به اين دليل ‌ صورت ‌مي‌گيرد تا فرصت‌هاي‌ جديد، در جنسيتي‌ كه‌ آن‌ فرصت ها تنها در آن‌ مي‌توانند نمايان‌ شوند، قابل‌ تجربه‌ باشد. (براي‌ كسب‌ اطلاعات‌ بيشتر در زمينة‌ كارما فصل‌ 4 را ملاحظه‌ نماييد.)


درباره وب
موضوعات وب