نویسنده : میلاد تاریخ انتشار:سه شنبه 8 آذر 1390
تطهير و گشودن چاكراها

1.با دست محل چاكرا يا چاكراهاي موردنظر را روي بدنتان پيدا كنيد. از جهات پيروي كنيد و به نقاطي كه در تصوير فصل‌هاي قبل ديده مي‌شود نگاه كنيد. به طور كلي انرژي چاكراها متفاوت با نقاط پيرامون احساس خواهد شد.
2.چاكرا را به آهستگي ماساژ دهيد. اين كار به باز شدن آن و آزاد شدن هر نوع گرفتگي در آن كمك مي‌كند. چنانچه، آن نقطه خيلي درد دارد آن را ماساژ ندهيد. در عوض، دست خود را روي چاكرا نگه داريد و به داخل آن انرژي بفرستيد. انرژي اضافي به آزاد شدن گرفتگي كمك مي‌كند. با تصور كردن انرژي كه از دست شما به داخل چاكرا جريان دارد و هر چه بيشتر به باز شدن گرفتگي آن كمك مي كند، انرژي به دنبال تصور شما جريان مي‌يابد. بعد از چند لحظه چاكرا را رها كنيد. روي فرآيند زايدة‌ خنجري زياد فشار نياوريد. چون ممكن است خيلي زود آسيب ببيند.
3.دراز بكشيد يا راحت بنشينيد. بدن را كاملاً شل و آزاد كنيد و بگذاريد افكار و احساسات در وجود شما به جريان افتند. هنگامي كه انرژي از يك چاكرا آزاد مي‌شود اطلاعات به آگاهي شما مي‌رسند، ممكن است پيام خاطرة يك حادثه يا يك طرز تفكر باشد. بگذاريد ذهن به گردش بيافتد، زمان لازم براي رسيدن اين پيام‌ها به آگاهي شما از چند لحظه تا 15 الي 30 دقيقه متفاوت است. هر كاري كه برايتان راحت‌ است انجام دهيد. فرآيند را خيلي زود متوقف نكنيد. اگر چيزي به ذهنتان نمي‌رسد و به همين حالت راحت هستيد پس چه بهتر، اما اگر احساس بي‌قراري، ناراحتي و حساسيت مي‌كنيد احتمالاً بايد ادامه دهيد. به ياد داشته باشيد كه گرفتگي‌ها مدتي طولاني وجود داشته‌اند و شما نمي‌خواهيد دوباره اين گرفتگي‌ها ايجاد يا ادامه يابند. هنگامي كه تطهير كامل شد آزاد شدن انرژي تجربه و احساس نشاط و تجديد قوا پيدا مي‌كنيد.


نویسنده : میلاد تاریخ انتشار:سه شنبه 8 آذر 1390
اندازه‌‌‌گيري جريان چاكرا براي مطالعة شخصيت


اندازه‌گيري چاكرا
در فصل حاضر تأثيرات روان بودن يا مسدود بودن انرژي چاكراها را بر شخصيت و رفتار با استفاده از هفت چاكراي اصلي و هفت چاكراي كمتر شناخته ‌شده تر مورد بررسي قرار مي‌دهيم. چاكراهاي متعدد ديگري وجود دارد و براي مطالعة‌ عميق‌تر مي‌توان آنها را مورد سنجش قرار داد. اما شخصيت عمومي از طريق اين چهارده چاكرا ابراز مي‌شود.
نمودار 3 فهرستي از چهارده چاكرا و مكان‌هاي آنهاست. اندازه‌گيري فقط براي سه بدن پايين‌تر (جسماني، عاطفي و ذهني) توصيه مي‌شود، آنها عمدتاً شخصيت را تعيين مي‌كنند در حالي كه اندازه‌گيري بدن‌هاي بالاتر به خاطر اندازه، ماهيت ظريف و دشواري در پيدا كردن جاي آنها هنگامي كه هنوز خوب رشد يافته نيستند، دشوار مي‌باشد.
تصوير روبرو، الگويي از انرژي‌هاي يكنواخت و روان بدن را نشان مي‌دهد. بدن اثيري به فراتر از بدن جسماني، بدن عاطفي به فراتر از بدن اثيري و بدن ذهني به فراتر از بدن عاطفي گسترش مي‌يابد، اين بدن‌ها در بدن جسماني ادغام شده‌اند.
مي‌توان براي پيدا كردن حدود بيروني جريان چاكرا تمرين كرد. تمرينات زير براي اين منظور طراحي شده‌اند.
1.دست‌ها را به همديگر بماليد تا الكتريسيتة ساكن توليد شود و حساسيت شما افزايش يابد.
2.دست‌ها را تا آنجا كه ممكن است از بدن دور نگه داريد و كف دست‌ها را رو به يكديگر بگيريد.
3.به آهستگي كف دست‌ها را به يكديگر نزديك كنيد. ممكن است ابتدا احساس ديواري از انرژي در فاصلة چند اينچي كنيد كه مثل لبة يك بالن نامرئي است يا ممكن است يك گرماي ناگهاني در كف دست‌هاي خود احساس كنيد. انرژي نيرومندي در بازوي شما به جريان مي افتد. اين همان جايي است كه ديوار بدن عاطفي در اكثر افراد يافت مي‌شود.


نویسنده : میلاد تاریخ انتشار:سه شنبه 8 آذر 1390
آزمايش كردن چاكراها



ارزيابي كردن چاكراها به منظور بررسي ميزان انباشتگي برق شيميايي (الكتروشيميايي) آن، موضوع ساده‏اي است كه با radiesthesia ( افت و خيز نيرو در حوزة الكترومغناطيسي ) مرتبط مي‏باشد. فردي كه مورد ارزيابي قرار مي‏گيرد بايستي به حالت درازكش (به پشت ) بخوابد و سر او در جهت شمال يا مشرق باشد. درمانگر، پاندولي را مستقيماً روي هر يك از مراكز چاكرايي در امتداد ذخيرة ( منبع انرژي ) نصف‏النهاري (شكل 6 ) به حالت معلق نگه مي‏دارد. كانون هريك از مراكز را مي‏بايست در جهت حركت عقربة ساعت حركت دوراني داد. نيرو و جهت حركت پاندول نشانگر وضعيت انرژي در سطح چاكرا مي‏باشد. هر گاه پاندول در جهتي غير از جهت عقربة ساعت حركت كند، در حاليكه روي يك مركز مخصوص معلق مي‏باشد. نشانگر عدم توازن يا انباشتگي برق شيميايي (الكتروشيميايي ) در آن مركز مي‏باشد.

بر هم خوردگي مركز چاكرايي ممكن است ماهيتاً شديد يا مزمن باشد. عدم توازن شديد نشانگر يك وضعيت موقتي يا يك مرحلة نامتعادل بودن برق شيميايي (الكتروشيميايي) باشد. بر هم‏خوردگي شديد معمولاً حاصل يك دورة كوتاه از كشمكش‏هاي دروني يا چالش‏هاي زندگي روزمره مي‏باشد. بر هم خوردگي شديد هنوز الگوهايي جسمي و ماهيچه‏اي را‏ ايجاد نكرده است زيرا هنوز با چنبرة بازخورد روانشناختي به قدر كافي تركيب نشده است كه بتواند چنين كاري را انجام دهد.
عدم توازن مزمن از طرف ديگر، نمايانگر وضعيت مكرر نامتعادل بودن برق شيميايي (الكتروشيميايي ) مي‏باشد.‏ اينگونه بر هم خوردگي تكراري بوده، زمينة تداوم بيشتري را فراهم ساخته و حالتي است كه سبب‏ ايجاد تأثيرات منفي در ارتعاشات ماهيچه‏ها و بافتها مي‏گردد. بر هم خوردگي مزمن هميشه همراه با تنش‏هاي جسمي و ماهيچه‏اي مربوط به خود مي‏باشد و نشان دهندة الگوي روانشناختي ثابتي است كه مشخصاً شروع به تأثيرگذاري بر بافتهاي بدن كرده است.


نویسنده : میلاد تاریخ انتشار:سه شنبه 8 آذر 1390
در مورد مسئلة‌ تكامل‌ گونه‌ها، برخي‌ از مردم‌ به‌ تئوري‌ داروين‌ اعتقاد دارند كه‌ مي‌گويد ما از اشكال‌ پايين‌تري‌ از حيات‌ شكل‌ گرفته‌ايم؛ اما ارتباط ها و اتصالات‌ فيزيكي‌ همچنان‌ مبهم‌ و نامعلوم‌ هستند. ممكن است كه‌ اين‌ پيوندها و ارتباط‏ها علاوه‌ بر سطح‌ فيزيكي‌ و جسماني‌ در سطح‌ آگاهي ‌نيز موجود باشند و يا اصلاً هيچ‌ ارتباط‌ فيزيكي‌ وجود نداشته‌ باشد.

در مسير تكامل‌ آگاهي‌، ما از انرژي‌ خالص‌ به وجود مي‏آييم؛ اما شكلي‌خام‌ و تكامل‌ نيافته‌ از انرژي‌، لازم‌ است‌ كه‌ شكل‏هاي‌ مختلفي‌ از حيات‌ را طي‌ كنيم‌ (به‌ شكل‌ 2 نگاه‌ كنيد) تا اينكه‌ هوش‌، توانايي‌ها و آگاهي‏مان‌ توسعه‌ پيدا كند. زماني‌ كه‌ آنچه‌ را كه‌ مي‌توانيم‌ از يك‌ شكل‌ حيات‌ آموخته ‌(مواد معدني‌، گياهان‌ و حيوانات‌) از لحاظ‌ آگاهي‌ به‌ شكل‌ بالاتري‌ از حيات ‌جهش‌ مي‌كنيم‌.

مديتيشن‌ زير مي‌تواند فرصت‌ تجربه‌ كردن‌ اين‌ امكان‌ را در اختيار شما قرار دهد. اجازه‌ دهيد ذهنتان‌ به‌ روي‌ اين‌ تجربه‌ گشوده‌ شود و ببيند كه‌ آيا دركي‌ جديد يا اطلاعاتي‌ را كه‌ بتواند برايتان‌ مفيد باشد برايتان‌ به‌ ارمغان ‌مي‌آورد. مي‌توانيد اين‌ مديتيشن‌ را روي‌ نوار ضبط‌ كنيد تا آن‌ تجربه‌ آسان‌تر شود و يا از كسي‌ بخواهيد تا شما را راهنمايي‌ كند. به‌ اندازة‌ كافي‌ به‌ خودتان ‌وقت‌ بدهيد كه‌ انرژي‌هاي‌ مختلف‌ را تجربه‌ كنيد. برخي‌ از مردم‌ ترجيح‌ مي‌دهند كه‌ به‌ يك موسيقي‌ زمينه‌ گوش‌ بدهند. پس‌ از آنكه‌ مديتيشن‌ را به‌ پايان ‌برديد مي‌توانيد از تجربياتتان‌ يادداشت‌ برداريد. گاهي انجام‌ اين‌ كار، ‌اطلاعات‌ بيشتري‌ به‌ شما مي‌دهد.


نویسنده : میلاد تاریخ انتشار:سه شنبه 8 آذر 1390
«آكاشا» يك‌ لغت‌ سانسكريتي‌ است‌ و به‌ يك‌ ماهيت‌ اوليه‌ و پايه‌ اطلاق مي‏شود كه‌ وقايع‌ زندگي‌هاي‌ ما در آن‌ درج‌ مي‌گردد.
اطلاعات‌ ثبت‌ شده‌ در آكاشا اعمال‌، اميال‌، اميدها، رؤياها، تمام‌ زندگي ‌شما و تمام‌ عكس‌العمل‏هايتان‌‌ را در‏برمي‌گيرد. اين‌ موضوع‌ شامل ‌زندگي‌هاي‌ گذشته‌ هم‌ مي‌شود. آنچه‌ كه‌ بوده و آنچه‌ كه‌ مقدر است‌ با زندگي‌ فعلي‌ باشد. همچنين‌ شامل آينده‌هاي‌ احتمالي‌ و تقديرهاي‌ آنها تيز مي‏شود. اين ‌يادداشت‌ها حاوي‌ اطلاعاتي‌ نيز در مورد كل‌ تكامل‌ فرد مي‌باشد.
مكتوبات‌ آكاشيك‌ سه‌ بعدي‌ هستند، اما معمولاً مانند صفحة‌ تلويزيون‌ به‌ صورت‌ دو بعدي‌ ديده‌ مي‌شوند. مي‌توان‌ آن‌ را به‌ بالا، پايين‌ و طرفين ‌حركت‌ داد. اما تماشاي‌ عميق‌تر اين‌ مكتوبات‌ بعد سومي‌ را نيز ايجاد مي‌كند و نشان‌ مي‌دهد كه‌ در «پشت‌» صفحه‌ اتفاقاتي‌ در حال‌ وقوع‌ است‌. اين‌ شبيه‌ صفحه‌هاي‌ زمينة‌ پشت‌ است‌ كه‌ نمايش‌ داده‌ مي‌شود با اين‌ تفاوت‌ كه‌ تصويري‌ از آن‌ هم‌ بزرگ‏تر را شامل‌ مي‌شود. اين‌ زمينه‌هاي‌ ديگر عبارتند از انرژي‌ خانواده‌، جامعه‌، مذهب‌، نژاد و كشور. همچنين‌ يك‌ خط‌ يا رشته‌ از تداوم‌ وجود دارد كه‌ زيربناي‌ مكتوبات‌ آكاشيك‌ است‌ كه‌ تمام‌ زندگي‏ها و زمان‌ طي‌شده‌ ميان‌ آنها را به‌ هم‌ وصل‌ مي‌كند. همين‌ تداوم‌ خطي‌ است‌ كه‌ حاوي‌ تمام‌ اطلاعات‌ مي‌شود: آنچه‌ آموخته‌مي‌شود، آنچه‌ از لحاظ‌ كارمايي‌ مي‌بايست‌ متعادل‌ گرددهمچنين شخصيت‌ زيربنايي‌ فرد.
هر فرد‌ مكتوبات‌ آكاشيك‌ خاص‌ خود را دارد كه آن‌ حاوي‌ تصاويري‌ است‌ كه‌ اعمالاو‌ را نشان‌ مي‌دهد، احساسات‌ را منتقل‌ كرده و تمام ‌ارزش‏هاي‌ آن‌ زندگي‌ را آشكار مي‌سازد. همچنين‌ چيزهايي‌ را نشان‌ مي‌دهد كه‌ مي‌بايستي‌ انجام‌ مي‌شدند اما نشدند؛ بنابراين‌ اين‌ چيزهايي‌ كامل‌ نشده‌ به ‌حفظ‌ تداوم‌ زندگي‌ مي‌پيوندند و آنقدر اطراف‌ شخص‌، «معلق‌» مي‌مانند تا كامل‌ بشوند.
مي‌توان‌ از دريچة‌ مديتيشن‌، يا مكاشفه به اين‌ مكتوبات‌ نگريست‌. گاه‌ اطلاعات‌ در رؤيا دريافت‌ مي‌شود. مي‌توان‌ در تماشاي‌ اين ‌مكتوبات‌ مانند فيلم‌ به‌ جلو و عقب‌ حركت‌ كرد يا آن‌ را متوقف‌ نمود و نيز مي‌توان‌ براي‌ احساس‌ كردن‌ عميق‌تر آنها انرژي‏شان‌ را بالا برد.



نویسنده : میلاد تاریخ انتشار:سه شنبه 8 آذر 1390
مرگ‌ موضوعي‌ چندان‌ مورد توجه‌ عموم‌ نيست‌ يا چيزي‌ نيست‌ كه‌ از آن‌ به‌ نيكي‌ ياد شود. بسياري‌ از مردم‌ از مرگ مي‌گريزند و برخي‌ ديگر اعتنايي ‌به‌ آن‌ نمي‌كنند. برخي‌ حتي‌ از اينكه‌ بميرند احساس‌ شرمساري‌ مي‌كنند. آنها مرگ‌ را يك‌ نقصان‌ مي‌دانند؛ اما به‌ هر صورت‌ اين‌ تجربه‌اي‌ است‌ كه‌ همة‌ ما با آن‌ روبرو خواهيم‌ شد.
برخي‌ از مردم‌ دوست‌ دارند عمر طولاني‌ داشته‌ باشند؛ گويي‌ عمر طولاني‌ دستاورد بزرگي‌ است‌ كه‌ بايد بر آن‌ قدر نهاد. حتماً همين طور است‌؛ ولي‌ چگونگي‌ زندگي‌ و رشدي‌ كه‌ اكتسابش‌ براي‌ موجوديت‌ كلي‌ خود شخص‌ است‌، مهم‏ترند.
مهم‏ترين‌ نگرش‌ نسبت‌ به‌ مرگ‌ اين‌ است‌ كه‌ آن را گوشه‌اي‌ از چرخ‌ حيات بدانيم‌ كه‌ در پايين‌ آن‌ جهان‌ مادي‌ (زمين‌) و در بالاي‌ آن‌ ارواح‌ منزه‌ يا جهان‌ ملكوتي‌ قرار دارند و اين‌ چرخه‌ آنقدر ادامه‌ مي‌يابد تا ما به‌ تكامل‌ نهايي‌ خود رسيده‌ و خود را در سر منزل‌ مقصود يا در جوار نيروهاي‌ الهي‌ بيابيم‌.


نویسنده : میلاد تاریخ انتشار:سه شنبه 8 آذر 1390
سفر به‌ گذشته‌ و آينده‌ از ديرباز مورد توجه‌ انسان‏ها بوده‌ است‌. همان طوركه‌ در عالم‌ آگاهي‌ پيشرفت‌ مي‏كنيم‌ ، مسافرت‌ در زمان‌ نيز به عنوان‌ جنبه‌اي ‌از جوانب‌ رشدي‌ ما حائز اهميت‌ است.
امكان‌ سفر به‌ گذشته‌ در عالم‌ هشياري‌ و همچنين‌ رفتن‌ به‌ جهان ‌هولوگرافيك‌ و ارتباط‌ با ارتعاشات‌ آكاشيك‌ كه‌ حاوي‌ اطلاعات‌ و مندرجاتي‌ از حيات‌ سابق‌ و آينده‌ است‌ از طريق‌ هيپنوتيزم‌ وجود دارد. رفتن‌ به‌ آينده‌ از سفر به‌ گذشته‌ دشوارتر است‌ . چرا كه تاثير وقايع‌ احتمالي‌ آينده‌ به‌ قدرت‌ حوادثي‌ كه‌ واقعاً اتفاق‌ افتاده‌اند نيست.‌
افرادي كه‌ به‌ پيشرفت‏هاي‌ معنوي‌ و فراواني‌ دست‌ يافته‌اند، افرادي‌ هستند كه‌ داراي‌ يك‌ نيروي‌ مادرزاد بوده و از بدو تولد آموخته‌اند‌ همان طور كه ‌نگاه شان‌ به‌ حوادث‌ زمان‌ حال‌ دقيق‌ و عميق‌ است‌، بايد حوادث‌ گذشته‌ و آينده‌ را نيز از مد نظر داشته باشند. گاهي به ندرت‌ اتفاق‌ مي‌افتد كه‌ اشخاص‌ صحنه‌هايي ‌از گذشته‌ يا آينده‌ را مي‌بينند يا اتفاقي‌ را كه‌ در حال‌ حاضر در محلي‌ ديگر درحال‌ وقوع‌ است‌ را مشاهده‌ مي‌كنند.
خاطرات‌ مي‌توانند تمامي‌ صحنه‌ها را مجدداً چنان‌ فعال‌ كنند، كه‌ شما بتوانيد چيزهايي‌ را كه‌ قبلاً دركشان‌ نكرده‌ بوديد، ببينيد. مسافرت‌ با كالبد فيزيكي‌ به‌ گذشته‌ و آينده‌ از ديرباز رؤياي‌ بسياري‌ از انسان‏ها بوده‌ است‌. اين‌ كار ‌بسيار دشوار مي‌نمايد، چرا كه‌ بدن‌ انسان‌ متشكل‌ از ماده‌ متراكمي‌ است‌ كه ‌بيشتر به‌ شرايط‌ فعلي خود وابسته‌ است‌ تا به‌ ابعاد عاطفي‌، رواني‌ و معنوي‌ خود.
گزارشاتي‌ از افرادي‌ كه‌ حضور همزمان‌ در دو محل‌ را تجربه‌ كرده‌اند درست‌ است‌، روح‌ كالبد دومي‌ از جسم‌ در محلي‌ ديگر ايجاد مي‌كند. عشق ‌و توجه‌ مي‌توانند عوامل‌ انگيزه‌ساز باشند.
اين‌ مسئله‌ كه‌ روح‌ قادر باشد تا كالبدي‌ ايجاد كند كه‌ در مقاطع‌ مختلف‌ زماني‌ حاضر شود و حتي‌ با كالبد پيشين‌ شخص‌ ايجاد رابطه‌ كند، دور از ذهن‌ نيست‌ .
يكي‌ از وقايعي‌ كه‌ خيلي‌ نادر است‌ است‌ وقوع‌ صحنه‌اي‌ از گذشته ‌بصورت‌ كاملاً فيزيكي‌ است‌. در موارد نادري‌ مردم‌ به‌ ايجاد روابط‌ با آنهايي كه‌ در صحنه‌ هستند، مبادرت‌ ورزيده‌اند. معمولاً آنها فقط‌ نظاره‌گر هستند و فقط گاهي‌ افراد گذشته‌ نسبت‌ به‌ وجود آنها آگاه‌ مي‌شوند.
به نظر مي‌رسد كه‌ ارتعاشات‌ صحنه‌هاي‌ سابق‌ هماهنگ‌ شده‌ و باعث‌ به‌ تصوير كشيده‌ شدن‌ مجدد آن‌ صحنه‌ شده‌ باشد. همان طور كه‌ افراد رشد مي‌كنند و سطح‌ آگاهي شان‌ بالاتر مي‌رود، وقوع‌ اين‌ حوادث‌ بيشتر مي‌شود.



نویسنده : میلاد تاریخ انتشار:سه شنبه 8 آذر 1390
در وضعيت‌ مديتيشن‌ قرار بگيريد:
الف‌) احساس‌ مي‌كنيد چرخه‌ كارمايتان‌ با چه‌ كسي‌ در گردش‌ است‌؟
ب‌) آيا مي‌توانيد از اين‌ چرخه‌ رهايي‌ پيدا كنيد؟
ج‌) آيا براي‌ خودتان‌ چرخه‌ رفتاري‌ داريد كه‌ با آن‌ دست‌ و پنجه‌ نرم‌كنيد؟
د) آيا مي‌توانيد از اين‌ چرخه‌ رهايي‌ پيدا كنيد؟
به ويژه‌ اين‌ دورة‌ رشدِ سريعتر در مسير تكامل‌، زمان‌ مناسبي‌ است‌ براي‌ آن كه‌ در موقعيت‌هايي‌ قرار گيريم‌ تا بتوانيم‌ نسبت به آنها ديدِ گسترده‌تري‌ پيدا نموده‌ يا داراي‌ امكان‌ فراگيري‌ تجارب‌ بيشتري‌ گرديم‌. اين‌ موضوع‌ به ‌متوقف‌ گرديدن‌ تكرار شخصيت‌ كمك‌ مي‌نمايد. به عنوان‌ مثال اگر شما شخص‌ بسيار منطقي‌ و انديشمندي‌ باشيد ممكن‌ است‌ چندين‌ زندگي‌ متعدد زندگي كنيد تا به‌ توازن‌ برسيد. سپس‌ ممكن‌ است وارد زندگي‌‌ شويد كه‌ اين‌ ويژگي‌ از شما دريغ‌ گردد. براي‌ نمونه‌ مردي‌ كه‌ ديوانة‌ موسيقي‌ بود، حتي‌ قادر به‌ ياد گيري‌ ساده‌ترين‌ سازها هم نبود هيچ ‌چيز در اين‌ زمينه‌ به‌ او كمكي‌ نمي‏كرد. او زندگي‌هاي‌ بسياري‌ را صرف‌ فراگيري ‌موسيقي‌ نموده‌ بود كه‌ در اين‌ زندگي‌ خاص‌ از او گرفته‌ شده‌ بود. اكنون ‌مجبور بود ايجاد هماهنگي‌ در ديگر ابعاد زندگي‌، بويژه‌ در روابط‌ را فرا گيرد.
نمونه‌اي‌ ديگر زماني‌ است‌ كه‌ شخص‌ در يك‌ زندگي بسيارخودخواه‌ و خودپسند و به طور كلي‌ مخالف‌ ديگر افراد بوده‌ است‌. در زندگي ‌بعدي شخص‌ ممكن‌ است‌ از همان‌ نژاد و گروهي‌ باشد كه‌ قبلاً از آن ‌متنفر بوده. گاهي‌ اوقات به جاي‌ تلاش‌ جهت‌ پي‌ بردن‌ به‌ نيروي‌ نژاد يا گروه‌، شخص‌ ممكن‌ است‌ همچنان‌ در زندگي‌ جديد خود نيز خودخواه‌ و خودپسند باقي بماند و از‌ ديگران متنفر باشد. در اين‌ زمان شخص‌ جهت‌ فراگيري‌ نياز به‌ تجارب‌ بيشتري‌ دارد.


درباره وب
موضوعات وب