نویسنده : میلاد
تاریخ انتشار:سه شنبه 8 آذر 1390
شناور کردن بازو در خود هيپنوتيزم
آيا دوست داريد دستها را روي ران بگذاريد و در حالي که انگشتها و دستها روي زانوها قرار ميگيرند به آنها نگاه کنيد؟ شايد دوست نداشته باشيد خيلي به آنها فشار وارد آوريد. اگر دلتان ميخواهد فشار آوريد، اين کار را بکنيد و فشار را طوري وارد آوريد که گويي زانوها و پاها در کف اتاق فرو ميروند.
البته اين کار غيرممکن است. احتمال دارد کمي بيشتر فشار دهيد. وقتي اين کار را ميکنيد، آگاهانه متوجه فشار و تنش وارد بر انگشتان شويد.
هر چه بيشتر فشار دهيد، در انگشتها تنش بيشتري جمع ميشود. هر چه بيشتر فشار دهيد تا حساسيت آن را در نوک انگشتان حس کنيد.
در صورت تمايل پارچه شلوار خود را لمس کنيد. وقتي فشار را وارد ميکنيد متوجه عبور حرارت بدن از پارچه شلوار ميشويد. همينطور فشار را بيشتر کنيد.
البته ميدانيد آرامش صفتي برخلاف تنشي است که در انگشتها ايجاد ميکنيد. بنا بر اين، هر وقت بخواهيد آسوده خاطر شويد، انجام اين کار خيلي راحت است. تنها کاري که بايد بکنيد آن است که چشمهايتان را ببنديد و تجسم کنيد که يکي از انگشتهاي دست چپ يا راست سبکتر از بقيه انگشتها است.
به خاطر داشته باشيد که تنش احساسي بر خلاف آرامش است. قطعاً شما با اين موضوع موافق هستيد. اگر واقعاً قصد داشته باشيد خود را آرام کنيد يکي از انگشتهاي دست چپ يا راست شما از بقيه سبکتر خواهد شد.
وقتي اين انگشت از بقيه انگشتها سبکتر شود، در هوا شناور ميشود و يکي از انگشتها روي دست چپ يا راست به حرکت درميآيد.
فكر ميكنيد اين انگشت، کدام انگشت باشد؟ شايد انگشت کوچک دست چپ يا انگشت دوم دست راست باشد. حتي ممکن است انگشت سبّابه دست چپ باشد.
حالا متوجه ميشوم انگشت سبّابه دست راست دارد به تدريج بالا ميرود. همين طور بالا ميرود و از ساير انگشتها سبکتر ميشود، ساير انگشتهاي دست راست نيز سبک ميشوند.
پس از اندکي احساسي شگفتانگيز شبيه به شناور شدن در هوا و آرامش کامل به شما دست مي دهد. حالا دست راست شما مرتب به سمت صورت بالا ميرود. حالا به خود تلقين ميکنيد هر چه دست شما رو به بالا بالا رود، احساس آرامش شما نيز بيشتر خواهد شد. علت بالا رفتن بازو اين نيست که به اين کار مجبور شدهايد، بلکه علت آن است که خود خواستهايد چنين حرکتي انجام شود.
پس از اندکي در آرامشي عميق فرو خواهيد رفت. حالا دست راست شما دارد مرتب بالا ميرشود، بالاتر، بالاتر، بالاتر!. حالا تصور ميکنيد بادکنکي به مچ دست راست شما بسته شده است. اين بادکنک همراه با سه يا چهار بادکنک ديگر مچ شما را ميکِشند.
حالا ميتوانيد بادکنک ديگري نيز تجسم کنيد. يک بادکنک، قرمز و ديگري، آبي است. حالا بازوي شما دارد به سمت بالا حرکت ميکند.
به محض آن که بادکنک به صورت شما ميرسد به خود تلقين ميکنيد که هر وقت هر قسمت از دست شما با صورتتان تماس حاصل کند، اين علامتِ ورود شما به مرحله عميقتر آرامش است.
هر چه بازوي شما بيشتر بلند ميشود در آرامشي عميقتر فرو ميرويد. تا اين جا كه کار خيلي خوب بوده است. شما مستعد يادگيري هستيد، اينطور نيست؟
هيپموتيزم فرآيندي همراه با يادگيري است. اگر اين تلقينهاي ساده و ابتدايي را ياد بگيريد، تلقينهايي را که براي آرامش جسم و ذهن ضروري هستند نيز ياد خواهيد گرفت. هم چنان كه دست شما به صورت نزديکتر ميشود، به احساس آرامش عميق و شگفتانگيزي فکر کنيد که تمام وجود شما را در بر خواهد گرفت.
آيا دوست داريد دستها را روي ران بگذاريد و در حالي که انگشتها و دستها روي زانوها قرار ميگيرند به آنها نگاه کنيد؟ شايد دوست نداشته باشيد خيلي به آنها فشار وارد آوريد. اگر دلتان ميخواهد فشار آوريد، اين کار را بکنيد و فشار را طوري وارد آوريد که گويي زانوها و پاها در کف اتاق فرو ميروند.
البته اين کار غيرممکن است. احتمال دارد کمي بيشتر فشار دهيد. وقتي اين کار را ميکنيد، آگاهانه متوجه فشار و تنش وارد بر انگشتان شويد.
هر چه بيشتر فشار دهيد، در انگشتها تنش بيشتري جمع ميشود. هر چه بيشتر فشار دهيد تا حساسيت آن را در نوک انگشتان حس کنيد.
در صورت تمايل پارچه شلوار خود را لمس کنيد. وقتي فشار را وارد ميکنيد متوجه عبور حرارت بدن از پارچه شلوار ميشويد. همينطور فشار را بيشتر کنيد.
البته ميدانيد آرامش صفتي برخلاف تنشي است که در انگشتها ايجاد ميکنيد. بنا بر اين، هر وقت بخواهيد آسوده خاطر شويد، انجام اين کار خيلي راحت است. تنها کاري که بايد بکنيد آن است که چشمهايتان را ببنديد و تجسم کنيد که يکي از انگشتهاي دست چپ يا راست سبکتر از بقيه انگشتها است.
به خاطر داشته باشيد که تنش احساسي بر خلاف آرامش است. قطعاً شما با اين موضوع موافق هستيد. اگر واقعاً قصد داشته باشيد خود را آرام کنيد يکي از انگشتهاي دست چپ يا راست شما از بقيه سبکتر خواهد شد.
وقتي اين انگشت از بقيه انگشتها سبکتر شود، در هوا شناور ميشود و يکي از انگشتها روي دست چپ يا راست به حرکت درميآيد.
فكر ميكنيد اين انگشت، کدام انگشت باشد؟ شايد انگشت کوچک دست چپ يا انگشت دوم دست راست باشد. حتي ممکن است انگشت سبّابه دست چپ باشد.
حالا متوجه ميشوم انگشت سبّابه دست راست دارد به تدريج بالا ميرود. همين طور بالا ميرود و از ساير انگشتها سبکتر ميشود، ساير انگشتهاي دست راست نيز سبک ميشوند.
پس از اندکي احساسي شگفتانگيز شبيه به شناور شدن در هوا و آرامش کامل به شما دست مي دهد. حالا دست راست شما مرتب به سمت صورت بالا ميرود. حالا به خود تلقين ميکنيد هر چه دست شما رو به بالا بالا رود، احساس آرامش شما نيز بيشتر خواهد شد. علت بالا رفتن بازو اين نيست که به اين کار مجبور شدهايد، بلکه علت آن است که خود خواستهايد چنين حرکتي انجام شود.
پس از اندکي در آرامشي عميق فرو خواهيد رفت. حالا دست راست شما دارد مرتب بالا ميرشود، بالاتر، بالاتر، بالاتر!. حالا تصور ميکنيد بادکنکي به مچ دست راست شما بسته شده است. اين بادکنک همراه با سه يا چهار بادکنک ديگر مچ شما را ميکِشند.
حالا ميتوانيد بادکنک ديگري نيز تجسم کنيد. يک بادکنک، قرمز و ديگري، آبي است. حالا بازوي شما دارد به سمت بالا حرکت ميکند.
به محض آن که بادکنک به صورت شما ميرسد به خود تلقين ميکنيد که هر وقت هر قسمت از دست شما با صورتتان تماس حاصل کند، اين علامتِ ورود شما به مرحله عميقتر آرامش است.
هر چه بازوي شما بيشتر بلند ميشود در آرامشي عميقتر فرو ميرويد. تا اين جا كه کار خيلي خوب بوده است. شما مستعد يادگيري هستيد، اينطور نيست؟
هيپموتيزم فرآيندي همراه با يادگيري است. اگر اين تلقينهاي ساده و ابتدايي را ياد بگيريد، تلقينهايي را که براي آرامش جسم و ذهن ضروري هستند نيز ياد خواهيد گرفت. هم چنان كه دست شما به صورت نزديکتر ميشود، به احساس آرامش عميق و شگفتانگيزي فکر کنيد که تمام وجود شما را در بر خواهد گرفت.






