نویسنده : میلاد
تاریخ انتشار:سه شنبه 8 آذر 1390
شگرد فکري– حرکتي علامت دادن با انگشت
در خود هيپنوتيزم
وقتي ذهن را براي پذيرش هيپموتيزم آماده ميکنيد، ياد ميگيريد به يک قسمت بدن توجه کرده و از قسمتي ديگر غافل شويد. ياد ميگيريد ماهيچهها را آرام کنيد. متوجه ميشويد ماهيچهها به طور نيمه هشيار واکنش نشان ميدهند و براي نشان دادن پاسخ مثبت، منفي يا ممتنع با حرکت دادن انگشتها در سطح نيمه هشيار ارتباط برقرار ميکنند. روش زير از نظر من کارآمد بوده است.
از شما ميخواهم هر دو دست را روي رانها بگذاريد. به شما نشان ميدهم چگونه در سطح نيمه هشيار به پرسشها پاسخ دهيد.
وقتي با مردم صحبت ميکنيد، اگر پاسخ آنها مثبت باشد، سر را به پايين حرکت داده و اگر پاسخ آنها منفي باشد، سر را به چپ و راست تکان ميدهند.
آنها اين کار را بدون آگاهي انجام ميدهند.
اين حرکت کاملاً نيمه هشيارانه است.
حالا به شما ياد ميدهم ذهن نيمه هشيار خود را طوري تعليم بدهيد تا يک انگشت را براي نشان دادن پاسخ مثبت و انگشت ديگر را براي پاسخ منفي بلند کند.
ابتدا دستها را روي رانها به حال خود رها کنيد.
حال از شما ميخواهم مکرراً به انديشهاي مثبت با پاسخي مثبت فکر کنيد.
وقتي اين کار را انجام ميدهيد، متوجه ميشويد يکي از انگشتهاي شما به طور ناخودآگاه از روي ران بلند ميشود.
بايد، همانند هل دادن تاب، در فواصل زماني مشخص آن را تکان دهيد.
وقتي مکرراً به پاسخ مثبت فکر ميکنيد، اين کار انجام ميشود.
وقتي به پاسخ مثبت فکر ميکنيد، ديگر به پاسخ منفي يا جوابي ديگر فکر نميکنيد.
سه دفعه مکرراً به پاسخ مثبت فکر کنيد.
حالا نتيجه را ببينيد.
انگشت سبّابه دست راست شما دارد به تدريج بالا ميآيد.
دوباره آن را پايين بياوريد.
حالا سه دفعه به پاسخي منفي فکر کنيد.
وقتي اين کار را انجام ميدهيد، يکي ديگر از انگشتهاي شما به تدريج بلند ميشود.
ممکن است انگشت همان دست يا انگشت دست ديگر باشد.
حالا متوجه ميشويد كدام انگشت است.
انگشت سبّابه دست چپ است.
حال اگر از ذهن نيمه هشيار شما سؤالي بپرسم و پاسخ آن مثبت باشد، پس از بررسي سؤال، انگشت سبّابه دست راست بلند ميشود.
ولي اگر پاسخ منفي باشد، انگشت چپ بلند ميشود.
(ميتوانيد انگشتي ديگر را براي مشخص کردن پاسخ ممتنع در نظر بگيريد.)
حالا يک يا دو سؤال از ذهن نيمه هشيار شما ميپرسم.
ذهن هشيار شما علت واقعي بيماري را نميداند.
ذهن من هم نميداند.
ولي ذهن نيمه هشيار شما ميداند.
ذهن نيمه هشيار به شما کمک ميکند به ريشه مسئله خود پي ببريد.
آيا ذهن ناهشيار شما آماده کمک است؟
(انگشت سبّابه دست راست به نشانه مثبت بودن پاسخ اندکي بلند ميشود.)
آيا به طرز سؤال کردن من اعتراض دارد؟
(انگشت سبّابه دست چپ، به نشانه پاسخ منفي به سؤال، به تدريج بلند ميشود.)
در اين زمان ميتوانيد ذهن نيمه هشيار خود را کند و کاو کنيد تا ببينيد چرا جلوي ورود شما به سطحي عميقِ خلسه را گرفته است. وقتي ميخواهيد به نکتهاي پي ببريد که مدتي طولاني در شما سرکوب شده است، استفاده از علامتهاي فکري– حرکتي مزيتي مشخص است.
در خود هيپنوتيزم
وقتي ذهن را براي پذيرش هيپموتيزم آماده ميکنيد، ياد ميگيريد به يک قسمت بدن توجه کرده و از قسمتي ديگر غافل شويد. ياد ميگيريد ماهيچهها را آرام کنيد. متوجه ميشويد ماهيچهها به طور نيمه هشيار واکنش نشان ميدهند و براي نشان دادن پاسخ مثبت، منفي يا ممتنع با حرکت دادن انگشتها در سطح نيمه هشيار ارتباط برقرار ميکنند. روش زير از نظر من کارآمد بوده است.
از شما ميخواهم هر دو دست را روي رانها بگذاريد. به شما نشان ميدهم چگونه در سطح نيمه هشيار به پرسشها پاسخ دهيد.
وقتي با مردم صحبت ميکنيد، اگر پاسخ آنها مثبت باشد، سر را به پايين حرکت داده و اگر پاسخ آنها منفي باشد، سر را به چپ و راست تکان ميدهند.
آنها اين کار را بدون آگاهي انجام ميدهند.
اين حرکت کاملاً نيمه هشيارانه است.
حالا به شما ياد ميدهم ذهن نيمه هشيار خود را طوري تعليم بدهيد تا يک انگشت را براي نشان دادن پاسخ مثبت و انگشت ديگر را براي پاسخ منفي بلند کند.
ابتدا دستها را روي رانها به حال خود رها کنيد.
حال از شما ميخواهم مکرراً به انديشهاي مثبت با پاسخي مثبت فکر کنيد.
وقتي اين کار را انجام ميدهيد، متوجه ميشويد يکي از انگشتهاي شما به طور ناخودآگاه از روي ران بلند ميشود.
بايد، همانند هل دادن تاب، در فواصل زماني مشخص آن را تکان دهيد.
وقتي مکرراً به پاسخ مثبت فکر ميکنيد، اين کار انجام ميشود.
وقتي به پاسخ مثبت فکر ميکنيد، ديگر به پاسخ منفي يا جوابي ديگر فکر نميکنيد.
سه دفعه مکرراً به پاسخ مثبت فکر کنيد.
حالا نتيجه را ببينيد.
انگشت سبّابه دست راست شما دارد به تدريج بالا ميآيد.
دوباره آن را پايين بياوريد.
حالا سه دفعه به پاسخي منفي فکر کنيد.
وقتي اين کار را انجام ميدهيد، يکي ديگر از انگشتهاي شما به تدريج بلند ميشود.
ممکن است انگشت همان دست يا انگشت دست ديگر باشد.
حالا متوجه ميشويد كدام انگشت است.
انگشت سبّابه دست چپ است.
حال اگر از ذهن نيمه هشيار شما سؤالي بپرسم و پاسخ آن مثبت باشد، پس از بررسي سؤال، انگشت سبّابه دست راست بلند ميشود.
ولي اگر پاسخ منفي باشد، انگشت چپ بلند ميشود.
(ميتوانيد انگشتي ديگر را براي مشخص کردن پاسخ ممتنع در نظر بگيريد.)
حالا يک يا دو سؤال از ذهن نيمه هشيار شما ميپرسم.
ذهن هشيار شما علت واقعي بيماري را نميداند.
ذهن من هم نميداند.
ولي ذهن نيمه هشيار شما ميداند.
ذهن نيمه هشيار به شما کمک ميکند به ريشه مسئله خود پي ببريد.
آيا ذهن ناهشيار شما آماده کمک است؟
(انگشت سبّابه دست راست به نشانه مثبت بودن پاسخ اندکي بلند ميشود.)
آيا به طرز سؤال کردن من اعتراض دارد؟
(انگشت سبّابه دست چپ، به نشانه پاسخ منفي به سؤال، به تدريج بلند ميشود.)
در اين زمان ميتوانيد ذهن نيمه هشيار خود را کند و کاو کنيد تا ببينيد چرا جلوي ورود شما به سطحي عميقِ خلسه را گرفته است. وقتي ميخواهيد به نکتهاي پي ببريد که مدتي طولاني در شما سرکوب شده است، استفاده از علامتهاي فکري– حرکتي مزيتي مشخص است.






