نویسنده : میلاد
تاریخ انتشار:سه شنبه 8 آذر 1390
رفتار فردي و فنگ شويي
در يک دنياي مطلوب هر کس ميتواند به راحتي محل بيعيب و نقصي را براي ساخت خانه يا مقبره انتخاب کند. ولي اين وسايل و شرايط محيط هستند که وضعيتهايي را به اکثر مردم در اين رابطه ديکته ميکنند. يک متخصص فنگ شويي ميتواند شيوههايي را براي کاهش تاثير شوم برخي اماکن پيشنهاد دهد ولي هرگز نميتواند سلامتي، خوش يمني و ترقي و پيشرفت خانواده را تضمين کند. عدهاي ممکن است تن به سرنوشت و قضا و قدر داده باشند و آن را به عنوان پيامد فنگ شويي بپذيرند ولي يک استاد فنگ شويي چنين تلفاتي را نميپذيرد.
اگر از اصول راهنماي فنگ شويي پيروي کنيد، به زندگي سعادتمند و سالمي دست مييابيد. ولي مهمترين عامل رفتار خود فرد است. اگر قلب شما پاک و درستکار باشد خيلي از نيروهاي اهريمني اماکن را خنثي ميکند. ما در حيطه خاصي به دنيا ميآييم و در معرض برخي پآرامترهايي هستيم که ماوراي نيروي کنترلي ما هستند. ولي در عين حال عوامل زيادي نيز در دستان ما قرار دارند. به همين دليل است که از تائو و علوم و فنون ان استفاده ميشود. چينيها معتقدند که اگر بتوانيم در مسير نيروهاي جهان شمول کار کنيم، از خوش يمني بهرهمند خواهيم شد. داستان ذيل نمايانگر اين اعتقاد است:
در يک دنياي مطلوب هر کس ميتواند به راحتي محل بيعيب و نقصي را براي ساخت خانه يا مقبره انتخاب کند. ولي اين وسايل و شرايط محيط هستند که وضعيتهايي را به اکثر مردم در اين رابطه ديکته ميکنند. يک متخصص فنگ شويي ميتواند شيوههايي را براي کاهش تاثير شوم برخي اماکن پيشنهاد دهد ولي هرگز نميتواند سلامتي، خوش يمني و ترقي و پيشرفت خانواده را تضمين کند. عدهاي ممکن است تن به سرنوشت و قضا و قدر داده باشند و آن را به عنوان پيامد فنگ شويي بپذيرند ولي يک استاد فنگ شويي چنين تلفاتي را نميپذيرد.
اگر از اصول راهنماي فنگ شويي پيروي کنيد، به زندگي سعادتمند و سالمي دست مييابيد. ولي مهمترين عامل رفتار خود فرد است. اگر قلب شما پاک و درستکار باشد خيلي از نيروهاي اهريمني اماکن را خنثي ميکند. ما در حيطه خاصي به دنيا ميآييم و در معرض برخي پآرامترهايي هستيم که ماوراي نيروي کنترلي ما هستند. ولي در عين حال عوامل زيادي نيز در دستان ما قرار دارند. به همين دليل است که از تائو و علوم و فنون ان استفاده ميشود. چينيها معتقدند که اگر بتوانيم در مسير نيروهاي جهان شمول کار کنيم، از خوش يمني بهرهمند خواهيم شد. داستان ذيل نمايانگر اين اعتقاد است:






