نویسنده : میلاد
تاریخ انتشار:سه شنبه 8 آذر 1390
خود هيپنوتيزم و سير قهقرايي
وقتي مشخص شد که بيماران هيپنوتيزم شده بهتر ميتوانند از حواس خود استفاده کنند، اين فرضيه کنار گذاشته شد. گرچه فراموشي همراه با مقداري گسستگي روي ميدهد، ولي به هيچ وجه به اين معني نيست که گسستگي باعث ايجاد هيپنوتيزم ميشود و يا شبيه به آن است.
فرضيه پسروي
طبق استدلال روانکاوها هيپنوتيزم يعني پسروي به دوران کودکي، به طوري که هيپنوتيزم کننده ميتواند نقش يکي از والدين را به عهده بگيرد. اين نکته به معني آن است که اگر متخصص درمان نقش يکي از والدين محبوب را به عهده بگيرد، ميتواند بيمار را با آمادگي کامل هيپنوتيزم کند. ولي مشاهدات عيني اين موضوع را اثبات نکرده است. وقتي با کودک کار ميکنيم که پدري قدرت طلب داشته است، بهتر است از روشهاي مقتدر استفاده کنيم. طبق اين فرضيه، استفاده از شگردهاي آسان براي بزرگسالاني توصيه ميشود که والدين آنها مهربان بوده و سختگيري نكردهاند. اين فرضيه درست نيست كه مردها بهتر از زنان هيپنوتيزم انجام ميدهند. طبق اطلاعات موجود بين مردان و زنان روانشناس باليني تفاوت زيادي نيست.
فرضيه تلقينپذيري شديد
وقتي توجه فرد معطوف به واژگان متخصص هيپنوتيزم شده و در نتيجه تلقينهاي او کارآمدتر ميشوند، اين پديده را فقط ميتوان تشريح کرد، ولي نميتوان چگونگي عمل تلقين را توضيح داد. وقتي فراموشي يا ساير نشانههاي غيرتلقيني و عجيب روي ميدهد، نميتوان آنها را توهم تلقي کرد. طبق فرضيه تلقينپذيري شديد صرفاً افراد زود باور قابليت تلقينپذيري دارند. در صورتي که اين موضوع حقيقت ندارد. هيپنوتيزم در اثر تلقينهاي معتبر و مستقيم پديد ميآيد، و حواس بدن را تقويت ميكند، طوري که تأثير تلقينها در چنين حالتهاي عاطفي همچون تأثير آنها حين خواب مصنوعي است. به عنوان مثال، تأثير سخنان افراد عوام فريب، بر روانشناسي توده مردم و لحن متقاعدکننده و طرز صحبت سخنرانان و فروشندگان، با حالتهاي هيپنوتيزمي مقايسه شده است. گرچه يک عاملِ فروش موفق آن است که بتوانيم نظر خريداران را به راحتي تغيير دهيم، ولي طرز صحبت فروشندگان طوري نيست که باعث ايجاد خوابگردي، توهم واقعي يا بيحسي شود.
حد و مرز فرآيند هيپنوتيزم دقيقاً مشخص نيست، بلکه همچون ساير حالتهاي هشيار ذهن بستگي به آن دارد که متخصص هيپنوتيزم يا خود انسان تا چه حد آن را تحريک کرده و ادراکپذيري ايجاد کند. ظرفيت ورود به هيپنوتيزم پديدهاي طبيعي و ذهني مانند خواب است.
خواب مصنوعي را نميتوان با يک عامل خاص، همچون بازدارندگي (کاهش سرعت فرآيندهاي فکري)، افزايش شدت تلقينپذيري (تأثير قوي و برداشت محکم به دليل جايگاه و اعتبار متخصص هيپنوتيزم)، پسروي بازپيدايي ژنتيکي (بازگشت به شکل بدوي عملکرد ذهن)، تظاهر به مرگ (حداقل خودآگاهي هنگام تغيير ميزان هشياري ذهن)، گسستگي (جدا کردن خويشتن از محيط اطراف)، وابستگي يا انتقال (انس گرفتن با متخصص درمان هيپنوتيزم و راضي کردن او) توضيح داد، زيرا همچون ساير فرآيندهاي رفتاري با ديگر طرز فکرهاي انسان رشد و پرورش مييابد.
وقتي مشخص شد که بيماران هيپنوتيزم شده بهتر ميتوانند از حواس خود استفاده کنند، اين فرضيه کنار گذاشته شد. گرچه فراموشي همراه با مقداري گسستگي روي ميدهد، ولي به هيچ وجه به اين معني نيست که گسستگي باعث ايجاد هيپنوتيزم ميشود و يا شبيه به آن است.
فرضيه پسروي
طبق استدلال روانکاوها هيپنوتيزم يعني پسروي به دوران کودکي، به طوري که هيپنوتيزم کننده ميتواند نقش يکي از والدين را به عهده بگيرد. اين نکته به معني آن است که اگر متخصص درمان نقش يکي از والدين محبوب را به عهده بگيرد، ميتواند بيمار را با آمادگي کامل هيپنوتيزم کند. ولي مشاهدات عيني اين موضوع را اثبات نکرده است. وقتي با کودک کار ميکنيم که پدري قدرت طلب داشته است، بهتر است از روشهاي مقتدر استفاده کنيم. طبق اين فرضيه، استفاده از شگردهاي آسان براي بزرگسالاني توصيه ميشود که والدين آنها مهربان بوده و سختگيري نكردهاند. اين فرضيه درست نيست كه مردها بهتر از زنان هيپنوتيزم انجام ميدهند. طبق اطلاعات موجود بين مردان و زنان روانشناس باليني تفاوت زيادي نيست.
فرضيه تلقينپذيري شديد
وقتي توجه فرد معطوف به واژگان متخصص هيپنوتيزم شده و در نتيجه تلقينهاي او کارآمدتر ميشوند، اين پديده را فقط ميتوان تشريح کرد، ولي نميتوان چگونگي عمل تلقين را توضيح داد. وقتي فراموشي يا ساير نشانههاي غيرتلقيني و عجيب روي ميدهد، نميتوان آنها را توهم تلقي کرد. طبق فرضيه تلقينپذيري شديد صرفاً افراد زود باور قابليت تلقينپذيري دارند. در صورتي که اين موضوع حقيقت ندارد. هيپنوتيزم در اثر تلقينهاي معتبر و مستقيم پديد ميآيد، و حواس بدن را تقويت ميكند، طوري که تأثير تلقينها در چنين حالتهاي عاطفي همچون تأثير آنها حين خواب مصنوعي است. به عنوان مثال، تأثير سخنان افراد عوام فريب، بر روانشناسي توده مردم و لحن متقاعدکننده و طرز صحبت سخنرانان و فروشندگان، با حالتهاي هيپنوتيزمي مقايسه شده است. گرچه يک عاملِ فروش موفق آن است که بتوانيم نظر خريداران را به راحتي تغيير دهيم، ولي طرز صحبت فروشندگان طوري نيست که باعث ايجاد خوابگردي، توهم واقعي يا بيحسي شود.
حد و مرز فرآيند هيپنوتيزم دقيقاً مشخص نيست، بلکه همچون ساير حالتهاي هشيار ذهن بستگي به آن دارد که متخصص هيپنوتيزم يا خود انسان تا چه حد آن را تحريک کرده و ادراکپذيري ايجاد کند. ظرفيت ورود به هيپنوتيزم پديدهاي طبيعي و ذهني مانند خواب است.
خواب مصنوعي را نميتوان با يک عامل خاص، همچون بازدارندگي (کاهش سرعت فرآيندهاي فکري)، افزايش شدت تلقينپذيري (تأثير قوي و برداشت محکم به دليل جايگاه و اعتبار متخصص هيپنوتيزم)، پسروي بازپيدايي ژنتيکي (بازگشت به شکل بدوي عملکرد ذهن)، تظاهر به مرگ (حداقل خودآگاهي هنگام تغيير ميزان هشياري ذهن)، گسستگي (جدا کردن خويشتن از محيط اطراف)، وابستگي يا انتقال (انس گرفتن با متخصص درمان هيپنوتيزم و راضي کردن او) توضيح داد، زيرا همچون ساير فرآيندهاي رفتاري با ديگر طرز فکرهاي انسان رشد و پرورش مييابد.






