نویسنده : میلاد
تاریخ انتشار:سه شنبه 8 آذر 1390
مرگ موضوعي چندان مورد توجه عموم نيست يا چيزي نيست كه از آن به نيكي ياد شود. بسياري از مردم از مرگ ميگريزند و برخي ديگر اعتنايي به آن نميكنند. برخي حتي از اينكه بميرند احساس شرمساري ميكنند. آنها مرگ را يك نقصان ميدانند؛ اما به هر صورت اين تجربهاي است كه همة ما با آن روبرو خواهيم شد.
برخي از مردم دوست دارند عمر طولاني داشته باشند؛ گويي عمر طولاني دستاورد بزرگي است كه بايد بر آن قدر نهاد. حتماً همين طور است؛ ولي چگونگي زندگي و رشدي كه اكتسابش براي موجوديت كلي خود شخص است، مهمترند.
مهمترين نگرش نسبت به مرگ اين است كه آن را گوشهاي از چرخ حيات بدانيم كه در پايين آن جهان مادي (زمين) و در بالاي آن ارواح منزه يا جهان ملكوتي قرار دارند و اين چرخه آنقدر ادامه مييابد تا ما به تكامل نهايي خود رسيده و خود را در سر منزل مقصود يا در جوار نيروهاي الهي بيابيم.
برخي از مردم دوست دارند عمر طولاني داشته باشند؛ گويي عمر طولاني دستاورد بزرگي است كه بايد بر آن قدر نهاد. حتماً همين طور است؛ ولي چگونگي زندگي و رشدي كه اكتسابش براي موجوديت كلي خود شخص است، مهمترند.
مهمترين نگرش نسبت به مرگ اين است كه آن را گوشهاي از چرخ حيات بدانيم كه در پايين آن جهان مادي (زمين) و در بالاي آن ارواح منزه يا جهان ملكوتي قرار دارند و اين چرخه آنقدر ادامه مييابد تا ما به تكامل نهايي خود رسيده و خود را در سر منزل مقصود يا در جوار نيروهاي الهي بيابيم.






