نویسنده : میلاد
تاریخ انتشار:سه شنبه 8 آذر 1390
كارما و دنياي هولوگرافيك (سه بعدي)
مايكل تالبوت در كتاب خود با عنوان جهان سه بعدي جهان هستي را به عنوان يك هولوگرام (عكس سه بعدي) مورد بررسي قرار ميدهد. او به برخي از عقايد كارل پيبرام اشاره ميكند. پيبرام از خود سؤال مينمود كه آيا ممكن است آنچه عارفان قرنهاست ميگويند واقعيت داشته باشد، مبني بر اينكه:« واقعيتي كه ميبينيم سراسر توهم و تخيل است و آنچه كه پيرامون ما وجود دارد در حقيقت سمفوني عظيمي از انعكاس و تشديد امواج ميباشد؛ يعني «دامنهاي از فركانسها» كه تنها پس از ورود به حواسما مبدل به جهان آن گونه كه ما ميشناسيم ميگردند؟»
ما معتقديم كه دربدن، ذهن، روح و احساساتمان داراي تواناييهايي تقريباً جادويي جهت خلق واقعيتهاي خود هستيم. گويي هر آنچه كه نياز داريم يا در زندگيهايمان طالب آن هستيم را ميتوانيم از اين جهان هولوگرافيك يا «معجون عظيم» بيرون بكشيم. به نظر ميرسد واقعيتهاي بسياري امكان دارد و بزرگترين پوچانديشي آن است كه گمان كنيم تنها يك واقعيت درست است. تمامي واقعيات از اعتبار خاص خود برخور دارند اما كاملا ًصحيح نميباشند. افرادي كه عميقاً ديگر ابعاد را نيز در حالت خواب، يا ازطريق مديتيشن يا از طريق كشف و شهود تجربه مينمايند به واقعيتي كاملاً متفاوت با واقعيت معمول آدمي پيميبرند. هرچه بيشتر دريچهاي به سوي ديگر واقعيتها بگشاييم واقعيت انساني ما سهلتر خواهد بود زيرا از آگاهي بيشتري نسبت به امكانات موجود برخوردار ميگرديم. از طريق اين «معجون» سه بعدي كه حاوي همه چيز(گذشته، حال، آينده، انرژيهاي تجسم يافته و تجسم نيافته) است و ازطريق تشديد و انعكاس ارتعاشات، درك بزرگتر و كيفيتهاي جديدي را براي بودن بيرون ميكشيم.
در اين جهان يا «معجون سه بعدي» مادهاي ازلي موجود است كه «آكاشا» ناميده ميشود كه بر روي آن نه تنها گزارش شخصي هر فرد بلكه اعمال ديگران نيز طرح ميگردد. هنگامي كه شخص توانايي وارد شدن به اين انرژيها را كسب ميكند نه تنها قادر به خواندن گزارشهاي آكاشيك خود ميگردد بلكه ميتواند اطلاعات ديگران را نيز بخواند. ميتوانيم از تجارب ثبت شده بر روي آكاشا چيزهايي بياموزيم (به فصل 6 مراجعه كنيد).
همچنين همگي ما به آنچه «ناخودآگاه جمعي» (يا ضمير ناخودآگاه جمعي) ناميده ميشود نفوذ ميكنيم. اين انرژي شامل مجموع تجارب بشري با ترسها و انحرافات آن و همچنين فراگيري و رشد بشر ميباشد. هنگامي كه مهارتهاي جديد در قلمرو شخصي ما به وجودميآيد، چكيدهاي از اين رويداد به ناخودآگاه جمعي وارد ميشود. تبديل تمايلات منفي به گرايش هايي مثبت نيز بر ناخودآگاه جمعي اثر ميگذارد. ما ميتوانيم از اين درياچه انرژي تجربههاي مشترك جهت كمك به زندگيهايمان بهره ببريم.
همچنين يك جريان جهاني از آگاهي نيز وجود دارد كه شامل دستاوردهاي معنوي و روحاني مردم است. اين جريان براي استفادة ما نيز در دسترسي است. تمامي اين انرژيها قسمتي از جهان سه بعدي است.
مايكل تالبوت در كتاب خود با عنوان جهان سه بعدي جهان هستي را به عنوان يك هولوگرام (عكس سه بعدي) مورد بررسي قرار ميدهد. او به برخي از عقايد كارل پيبرام اشاره ميكند. پيبرام از خود سؤال مينمود كه آيا ممكن است آنچه عارفان قرنهاست ميگويند واقعيت داشته باشد، مبني بر اينكه:« واقعيتي كه ميبينيم سراسر توهم و تخيل است و آنچه كه پيرامون ما وجود دارد در حقيقت سمفوني عظيمي از انعكاس و تشديد امواج ميباشد؛ يعني «دامنهاي از فركانسها» كه تنها پس از ورود به حواسما مبدل به جهان آن گونه كه ما ميشناسيم ميگردند؟»
ما معتقديم كه دربدن، ذهن، روح و احساساتمان داراي تواناييهايي تقريباً جادويي جهت خلق واقعيتهاي خود هستيم. گويي هر آنچه كه نياز داريم يا در زندگيهايمان طالب آن هستيم را ميتوانيم از اين جهان هولوگرافيك يا «معجون عظيم» بيرون بكشيم. به نظر ميرسد واقعيتهاي بسياري امكان دارد و بزرگترين پوچانديشي آن است كه گمان كنيم تنها يك واقعيت درست است. تمامي واقعيات از اعتبار خاص خود برخور دارند اما كاملا ًصحيح نميباشند. افرادي كه عميقاً ديگر ابعاد را نيز در حالت خواب، يا ازطريق مديتيشن يا از طريق كشف و شهود تجربه مينمايند به واقعيتي كاملاً متفاوت با واقعيت معمول آدمي پيميبرند. هرچه بيشتر دريچهاي به سوي ديگر واقعيتها بگشاييم واقعيت انساني ما سهلتر خواهد بود زيرا از آگاهي بيشتري نسبت به امكانات موجود برخوردار ميگرديم. از طريق اين «معجون» سه بعدي كه حاوي همه چيز(گذشته، حال، آينده، انرژيهاي تجسم يافته و تجسم نيافته) است و ازطريق تشديد و انعكاس ارتعاشات، درك بزرگتر و كيفيتهاي جديدي را براي بودن بيرون ميكشيم.
در اين جهان يا «معجون سه بعدي» مادهاي ازلي موجود است كه «آكاشا» ناميده ميشود كه بر روي آن نه تنها گزارش شخصي هر فرد بلكه اعمال ديگران نيز طرح ميگردد. هنگامي كه شخص توانايي وارد شدن به اين انرژيها را كسب ميكند نه تنها قادر به خواندن گزارشهاي آكاشيك خود ميگردد بلكه ميتواند اطلاعات ديگران را نيز بخواند. ميتوانيم از تجارب ثبت شده بر روي آكاشا چيزهايي بياموزيم (به فصل 6 مراجعه كنيد).
همچنين همگي ما به آنچه «ناخودآگاه جمعي» (يا ضمير ناخودآگاه جمعي) ناميده ميشود نفوذ ميكنيم. اين انرژي شامل مجموع تجارب بشري با ترسها و انحرافات آن و همچنين فراگيري و رشد بشر ميباشد. هنگامي كه مهارتهاي جديد در قلمرو شخصي ما به وجودميآيد، چكيدهاي از اين رويداد به ناخودآگاه جمعي وارد ميشود. تبديل تمايلات منفي به گرايش هايي مثبت نيز بر ناخودآگاه جمعي اثر ميگذارد. ما ميتوانيم از اين درياچه انرژي تجربههاي مشترك جهت كمك به زندگيهايمان بهره ببريم.
همچنين يك جريان جهاني از آگاهي نيز وجود دارد كه شامل دستاوردهاي معنوي و روحاني مردم است. اين جريان براي استفادة ما نيز در دسترسي است. تمامي اين انرژيها قسمتي از جهان سه بعدي است.






