نویسنده : میلاد
تاریخ انتشار:سه شنبه 8 آذر 1390
ما به عنوان نوزادي كه به جمع بيگانهها ميپيوندد قدم به اين دنيا نميگذاريم. بستگان و دوستان ما طي زندگيهاي گذشته ما به طرق مختلف با ما بودهاند. والدين گاهي اوقات به عنوان فرزندان، فرزندان پيشين خود متولد ميشوند. خواهران ممكن است مادر، بچه، عمو يا دوست يكديگر بودهباشند. ما ميآموزيم كه با عشق زندگي كنيم و تحت شرايط مختلف ارتباطات مختلفي را بپذيريم.
بچهها ممكن است با كولهباري از زندگيهاي گذشتة خود بيايند كه تربيت آنها را دشوار يا آسان ميكند. در اصل والدين ميتوانند مشكلات خود را نيز به شرايط خانواده افزوده و واقعاً آن را جالب توجه كنند! و در اين فكر كه از موقعيتي براي كمك و راهنمايي روح ديگري در اين مسافرت بهرهمند باشيم لذتي وجود دارد. هميشه ديدن تقلاي يك بچه براي گوشدادن به بچهاي ديگر براي شناخت او آسان نيست. اين امر براي كسب آگاهي از مشكلات خاص هر بچهاي لازم و ضروري است. اين اشتباه كه هر بچهاي وجودي است نو بي هيچ تجربهاي، دغدغه، ترس يا هرگونه عادت ضعيف قبلي، ممكن است كه به عدم تفاهم بيشتري دامن بزند. بچهها هميشه مثل والدين خود فكر نميكنند. هر شخصي با الگوهاي فكري و واكنش هاي مخصوص به خود پا به زندگي ميگذارد. هر يك از افراد تاريخ، شخصيت منحصر به فرد خود را يدك ميكشند. اين اختلافات در بچهها نمايان شده، باعث بروز رفتارهاي مختلفي ميشود. به عنوان مثال اگر كودكي به مدت چند دوره زندگي در آبهاي بينالمللي دزد دريايي بوده باشد و ديگري هميشه ساكت بوده باشد يا آنقدر خجالتي باشد كه به هيچ يك از نيازهاي زندگياش دست نيافته باشد، والدين در تأكيد براي اِعمال يك الگوي تربيتي يكسان براي هر دوي آنها دچار اشتباه خواهند شد.
آيا ميتوانيد تصور كنيد كه چه مشكلاتي بروز خواهد كرد اگر بچهاي در زندگي قبلي خود والد/ والدة يكي يا هر دو والدين خود بوده باشد؟ در اين صورت او ممكن است ناخودآگاه رويكردي آمرانه را با والدين خود داشته باشد و چنان رفتار كند كه گويي از پدر و مادر خود بيشتر ميداند.
بچهها ممكن است با كولهباري از زندگيهاي گذشتة خود بيايند كه تربيت آنها را دشوار يا آسان ميكند. در اصل والدين ميتوانند مشكلات خود را نيز به شرايط خانواده افزوده و واقعاً آن را جالب توجه كنند! و در اين فكر كه از موقعيتي براي كمك و راهنمايي روح ديگري در اين مسافرت بهرهمند باشيم لذتي وجود دارد. هميشه ديدن تقلاي يك بچه براي گوشدادن به بچهاي ديگر براي شناخت او آسان نيست. اين امر براي كسب آگاهي از مشكلات خاص هر بچهاي لازم و ضروري است. اين اشتباه كه هر بچهاي وجودي است نو بي هيچ تجربهاي، دغدغه، ترس يا هرگونه عادت ضعيف قبلي، ممكن است كه به عدم تفاهم بيشتري دامن بزند. بچهها هميشه مثل والدين خود فكر نميكنند. هر شخصي با الگوهاي فكري و واكنش هاي مخصوص به خود پا به زندگي ميگذارد. هر يك از افراد تاريخ، شخصيت منحصر به فرد خود را يدك ميكشند. اين اختلافات در بچهها نمايان شده، باعث بروز رفتارهاي مختلفي ميشود. به عنوان مثال اگر كودكي به مدت چند دوره زندگي در آبهاي بينالمللي دزد دريايي بوده باشد و ديگري هميشه ساكت بوده باشد يا آنقدر خجالتي باشد كه به هيچ يك از نيازهاي زندگياش دست نيافته باشد، والدين در تأكيد براي اِعمال يك الگوي تربيتي يكسان براي هر دوي آنها دچار اشتباه خواهند شد.
آيا ميتوانيد تصور كنيد كه چه مشكلاتي بروز خواهد كرد اگر بچهاي در زندگي قبلي خود والد/ والدة يكي يا هر دو والدين خود بوده باشد؟ در اين صورت او ممكن است ناخودآگاه رويكردي آمرانه را با والدين خود داشته باشد و چنان رفتار كند كه گويي از پدر و مادر خود بيشتر ميداند.






