نویسنده : میلاد
تاریخ انتشار:سه شنبه 8 آذر 1390
نيروي كارما، خواه از نگرشها ناشي شود يا از احساسات و يا از اعمال، بايد اجرا يا تبديل گردد. اجرا شدن بدين معني است كه شخص خود را در حال كشيده شدن به وضعيتهايي مييابد كه اين انرژي ميتواند متعادل گردد. اين امر ميتواند به محبت و علاقه، خشم، سكس، حرفه و شغل، خانواده، دوستي، دشمنان يا طرق ديگر بيانجامد.
هنگام خيالبافي گاهي اوقات شخص با درككردن و آزادنمودن الگوهاي انرژي، در خيالبافي خود كارما را اجرا و جاري مينمايد.
معناي تبديل كارما عبارت است از تبديل نيروي كارمايي به يك انرژي خالص و متعادل. اين حالت معمولاً احساس محبت و درك را در برميگيرد. مسيح آنچنان انرژي پر قدرتي دارد كه زماني كه يك شخص عملكرد منفي خود را درك كرده و طلب بخشايش مينمايد، كارمايش را متعادل ميكند. لازم است خود شخص نيز خود را ببخشد. موجودات ديگري نيز هستند كه به اصطلاح «شكفته» شدهاند و قادرند اين كار را انجام دهند.
معناي كارما تنها اين است كه هر عملي عكسالعملي دارد. اگر اتفاقي براي شما بيفتد ميتوانيد به راحتي از آن بگذريد و بگوييد: «اين كارماي من است و بايد آن را بپذيرم» يا اين كه به آن توجه بيشتر بنماييد. شايد نتوانيد مانع اتفاق افتادن آن موضوع بشويد، اما به ارادة خودتان اين فرصت را داريد كه به آن عكسالعمل نشان بدهيد يا نه. برخي وقايع كارمايي بارها تكرار ميشوند. زماني كه كسي در حق كس ديگري بدي و نامهرباني ميكند، و فرد دوم به آن پاسخ نميگويد؛ فرد اول دوباره آن را انجام ميدهد. درست مثل بازي تنيس است كه تا رسيدن به يك امتياز معين متوقف نميشود، بلكه تنها زماني پايان ميگيرد كه يكي از دو طرف معتقد شود كه اين عمل كافي بوده و دست به عمل ديگري بزند يا انرژي را به محبت و علاقة خالص تبديل نمايد. ميشود آن را به چرخي شبيه كرد كه دائماً در حال چرخش است.
زماني كه چرخ كارما يك نفر را زير ميگيرد، وي جذب رفتار و موقعيتهايي ميشود كه او را از حقيقت مسائل آگاه كند. ممكن است وي كس ديگري را به خاطر مشكلي كه پيدا كرده است مقصر بداند. كارمايي كه از آن غفلت شود قويتر ميگردد و معمولاً هر بار كه ظاهر شود منفيتر ميگردد و سرانجام آن قدر قوي ميشود كه شخص ديگر نميتواند نسبت به آن بيتوجهي نمايد.
شايد كسي با شما كاري كرده باشد كه اصلاً ماهيت كارمايي نداشته است؛ بلكه از ناتواني آن فرد در زندگيكردن با عشق ريشه ميگيرد. ممكن است در همين زندگي يا زندگي ديگر، به آن عمل واكنش كارمايي نشان بدهيد يا اين كه با ابراز عشق و محبت از زير بار آن خلاصي پيدا كنيد.
پاك كردن كارما سه مرحله دارد: مرحلة اول آن است كه نسبت به آنچه كه انجام ميدهيم آگاهي پيدا كنيم. مرحلة دوم انتخابكردن است و مرحلة سوم اين است كه تغيير كنيم و انتخابهايمان را حقيقتاً واقعيت ببخشيم.
به عنوان مثال اگر فردي متوجه شود كه انرژيهاي موجود در يك موقعيت خاص برايش معنا ندارد، احتمالاً كارماي يكي از زندگيهاي گذشته در كار است. بنابراين اولين گام براي او اين است كه مطلع شود كه وضعيت موجود براي او متناسب است يا خير.
گام دوم براي او اين است كه بفهمد چه انتخابهاي ديگري براي اعمال، نگرشها و مواضع و احساسها وجود دارند. كداميك بايد آزاد شوند و كدام بايد بيشتر مورد توجه و بررسي قرار گيرند.
آنگاه سومين گام آن است كه ادامه دهد و تغييرات را ايجاد نمايد. گاهي اوقات شخص متوجه ميشود كه آلام و مشكلات ناگهان ناپديد شدهاند. گاهي نيز مردم متوجه ميشوند كه ميبايستي در مراحل دوم و سوم تجديد نظر كنند و احتمالاً برخي چيزها را عوض نمايند
هنگام خيالبافي گاهي اوقات شخص با درككردن و آزادنمودن الگوهاي انرژي، در خيالبافي خود كارما را اجرا و جاري مينمايد.
معناي تبديل كارما عبارت است از تبديل نيروي كارمايي به يك انرژي خالص و متعادل. اين حالت معمولاً احساس محبت و درك را در برميگيرد. مسيح آنچنان انرژي پر قدرتي دارد كه زماني كه يك شخص عملكرد منفي خود را درك كرده و طلب بخشايش مينمايد، كارمايش را متعادل ميكند. لازم است خود شخص نيز خود را ببخشد. موجودات ديگري نيز هستند كه به اصطلاح «شكفته» شدهاند و قادرند اين كار را انجام دهند.
معناي كارما تنها اين است كه هر عملي عكسالعملي دارد. اگر اتفاقي براي شما بيفتد ميتوانيد به راحتي از آن بگذريد و بگوييد: «اين كارماي من است و بايد آن را بپذيرم» يا اين كه به آن توجه بيشتر بنماييد. شايد نتوانيد مانع اتفاق افتادن آن موضوع بشويد، اما به ارادة خودتان اين فرصت را داريد كه به آن عكسالعمل نشان بدهيد يا نه. برخي وقايع كارمايي بارها تكرار ميشوند. زماني كه كسي در حق كس ديگري بدي و نامهرباني ميكند، و فرد دوم به آن پاسخ نميگويد؛ فرد اول دوباره آن را انجام ميدهد. درست مثل بازي تنيس است كه تا رسيدن به يك امتياز معين متوقف نميشود، بلكه تنها زماني پايان ميگيرد كه يكي از دو طرف معتقد شود كه اين عمل كافي بوده و دست به عمل ديگري بزند يا انرژي را به محبت و علاقة خالص تبديل نمايد. ميشود آن را به چرخي شبيه كرد كه دائماً در حال چرخش است.
زماني كه چرخ كارما يك نفر را زير ميگيرد، وي جذب رفتار و موقعيتهايي ميشود كه او را از حقيقت مسائل آگاه كند. ممكن است وي كس ديگري را به خاطر مشكلي كه پيدا كرده است مقصر بداند. كارمايي كه از آن غفلت شود قويتر ميگردد و معمولاً هر بار كه ظاهر شود منفيتر ميگردد و سرانجام آن قدر قوي ميشود كه شخص ديگر نميتواند نسبت به آن بيتوجهي نمايد.
شايد كسي با شما كاري كرده باشد كه اصلاً ماهيت كارمايي نداشته است؛ بلكه از ناتواني آن فرد در زندگيكردن با عشق ريشه ميگيرد. ممكن است در همين زندگي يا زندگي ديگر، به آن عمل واكنش كارمايي نشان بدهيد يا اين كه با ابراز عشق و محبت از زير بار آن خلاصي پيدا كنيد.
پاك كردن كارما سه مرحله دارد: مرحلة اول آن است كه نسبت به آنچه كه انجام ميدهيم آگاهي پيدا كنيم. مرحلة دوم انتخابكردن است و مرحلة سوم اين است كه تغيير كنيم و انتخابهايمان را حقيقتاً واقعيت ببخشيم.
به عنوان مثال اگر فردي متوجه شود كه انرژيهاي موجود در يك موقعيت خاص برايش معنا ندارد، احتمالاً كارماي يكي از زندگيهاي گذشته در كار است. بنابراين اولين گام براي او اين است كه مطلع شود كه وضعيت موجود براي او متناسب است يا خير.
گام دوم براي او اين است كه بفهمد چه انتخابهاي ديگري براي اعمال، نگرشها و مواضع و احساسها وجود دارند. كداميك بايد آزاد شوند و كدام بايد بيشتر مورد توجه و بررسي قرار گيرند.
آنگاه سومين گام آن است كه ادامه دهد و تغييرات را ايجاد نمايد. گاهي اوقات شخص متوجه ميشود كه آلام و مشكلات ناگهان ناپديد شدهاند. گاهي نيز مردم متوجه ميشوند كه ميبايستي در مراحل دوم و سوم تجديد نظر كنند و احتمالاً برخي چيزها را عوض نمايند






