نویسنده : میلاد
تاریخ انتشار:سه شنبه 8 آذر 1390
تئوري انفجار بزرگ در كارما
استفن هاوكينگ (فيزيكدان بزرگ انگليسي) در كتاب خود به نام تاريخچة زمان مينويسد: «در سال 1929 ادوين هابل اين مشاهدة مهم را نمود كه به هر كجا كه نگاه كنيم كهكشانهاي دور دست به سرعت از ما دورميشوند. به عبارت ديگر جهان در حال گسترش و انبساط است. مشاهدة «هابل» به اين معني است كه زماني به نام انفجار بزرگ وجود داشته است كه كيهان، بينهايت كوچك و بينهايت متراكم بوده است.»
پس از وقوع انفجار بزرگ، جهان فرايند انبساط را آغاز نمود. از آنجايي كه ما بخشي از اين كيهان هستيم، آگاهي ما نيز حركتي طبيعي بسوي انبساط دارد. گويي حركت انبساطي جهان آگاهي ما را نيز با خود ميكشد. چنان است كه گويي هر يك از ما يك «انفجار بزرگ» است و هر بار كه آگاهي يا تكامل جهشي پيدا ميكند، ما «انفجار بزرگ» را تجربه ميكنيم. همه چيز اين مفهوم انبساط يا بازشدن را در خود دارد و اگر كسي سعي كند مانع آن شود، سبب آزردگي، سپس ناراحتي و بيقراري و سرانجام انفجار خواهدگرديد.
آگاهي زماني كه مانع آن نشوند به طور طبيعي تمايل به انبساط دارد. زماني كه شخصي به نوعي در اوج بودن را تجربه مينمايد به روند انبساط آگاهي سرعت ميبخشد.
استفن هاوكينگ (فيزيكدان بزرگ انگليسي) در كتاب خود به نام تاريخچة زمان مينويسد: «در سال 1929 ادوين هابل اين مشاهدة مهم را نمود كه به هر كجا كه نگاه كنيم كهكشانهاي دور دست به سرعت از ما دورميشوند. به عبارت ديگر جهان در حال گسترش و انبساط است. مشاهدة «هابل» به اين معني است كه زماني به نام انفجار بزرگ وجود داشته است كه كيهان، بينهايت كوچك و بينهايت متراكم بوده است.»
پس از وقوع انفجار بزرگ، جهان فرايند انبساط را آغاز نمود. از آنجايي كه ما بخشي از اين كيهان هستيم، آگاهي ما نيز حركتي طبيعي بسوي انبساط دارد. گويي حركت انبساطي جهان آگاهي ما را نيز با خود ميكشد. چنان است كه گويي هر يك از ما يك «انفجار بزرگ» است و هر بار كه آگاهي يا تكامل جهشي پيدا ميكند، ما «انفجار بزرگ» را تجربه ميكنيم. همه چيز اين مفهوم انبساط يا بازشدن را در خود دارد و اگر كسي سعي كند مانع آن شود، سبب آزردگي، سپس ناراحتي و بيقراري و سرانجام انفجار خواهدگرديد.
آگاهي زماني كه مانع آن نشوند به طور طبيعي تمايل به انبساط دارد. زماني كه شخصي به نوعي در اوج بودن را تجربه مينمايد به روند انبساط آگاهي سرعت ميبخشد.






