نویسنده : میلاد
تاریخ انتشار:سه شنبه 8 آذر 1390
بيماري بخشي از زندگي است. تأثير بيماري روي حيوانات و گياهان اگر بيشتر از انسان نباشد، كمتر نيست.
حيوانات داراي شش حس هستند و همين خصيصه به آنها در تشخيص گياه، ميوه يا دانههايي كه بيماري بخصوصي را درمان ميكند، كمك ميكند. زماني كه حيوانات مريض ميشوند، به دنبال گياه دارويي مناسب ميروند و عجيب نيست كه درمان هم ميشوند، چون غريزه آنها اشتباه نميكند.
شما هم حتماً ديدهايد سگهاي ولگرد با دقت مدتي علف ميجوند. آنها فقط ميخواهند غذاي هضم نشده را از معده خود خالي كنند، چون با بلعيدن علف، لولههاي دستگاه گوارش تحريك ميشود و اين اتفاق ميافتد.
خيلي مواقع ميبينيم سگها هنگام بيماري دنبال گياه خاصي ميگردند.
معمولاً سگهاي شهري لب جوي آب دنبال گياه ميگردند، چون به احتمال قوي بعد از بارش باران، دانهها همراه آب باران به اين نقاط ميآيند و رشد ميكنند.
بسياري از سگهاي ولگرد، حتي اگر دامپزشكي به آنها رسيدگي نكند، سالم و سر حال هستند. از طرف ديگر، سگهاي اهلي مرتباً مريض ميشوند و لازم است دامپزشك به طور منظم آنها را معاينه كند. شايد اهلي كردن سگ باعث ميشود پاسخهاي غريزي او براي درمان گياهي كمرنگ شود.
در مورد توانايي ساير حيوانات در خصوص درمان گياهي بيماريشان اطلاعات زيادي در اختيار نداريم، با اين حال رفتار سگها به خوبي غريزه طبيعي آنها را نشان ميدهد. غريزه طبيعي، سگها را در درمان گياهيِ بيماريشان هدايت ميكند. همچنين به نظر ميرسد به هر ميزان ضريب هوشي حيوان بالاتر باشد، توانايي خوددرمانيشان باگياه بيشتر است. به همين خاطر ميمون نسبت به گياهان دارويي دانش زيادي دارد.
داستان واقعي زير توانايي بي چون و چراي ميمون را در شناسايي داروهاي گياهي مورد نياز نشان ميدهد.
يكي از آشنايان در خانه ميمون نگهداري ميكرد. احتمالاً اين ميمون هنگام طفوليت از گروهي جا مانده بود يا مسيرش را گم كرده بود. بچههاي شيطان ميمون كوچك را آنقدر اذيت ميكردند كه نزديك بود از شدت ترس بميرد. خانم خانه كه ديد ميمون آشفته و هراسناك است او را به خانه برد و آنقدر از او پرستاري كرد تا سلامتي خود را بدست آورد. آن خانواده نه ميمون را با زنجير نبستند و نه او را حبس كردند، با اين حال ميمون حتي بعد از بهبودي هم همانجا ماند. ميمون هميشه به حال خود آزاد بود، ولي نسبت به تمامي اعضاي خانواده حس دلبستگي و علاقه پيدا كرده بود و شيفته آنها شده بود. مخصوصاً از خانم خانه كه سلامتي او را بازگردانده بود، خوشش ميآمد. به خاطر وجود غذاي زياد در خانه، ميمون انگيزهاي براي بيرون رفتن نداشت.
بعد از مدتي خانم خانه باردار شد و چون در آن شهر كوچك و حومه آن بيمارستان نبود، با شروع درد زايمان از يك پرستار زن آوردند تا در وضع حمل كمك كند. ولي درد زايمان باز هم ادامه داشت و هر چه ميگذشت، زن رنجورتر ميشد. حتي پرستار اعتماد به نفس خود را از دست داده بود و اين مسئله از رنگ و روي پريدهاش كاملاً نمايان بود. ميمون، كه بالاي هواكش اتاق نشسته و شاهد درد كشيدن زن بود، اتاق را ترك كرد و بعد از مدت كوتاهي با يك شاخه گياه برگشت. خودش را نزديك زن رساند و سعي كرد گياه را به او دهد. زن فوراً فهميد اين گياه حتماً ارزش دارويي دارد و آن را مصرف كرد. چند دقيقه بعد بچه به دنيا آمد. متأسفانه و در نهايت تعجب آنها يك ذره از آن گياه را هم نگه نداشتند. شايد اگر اين كار را ميكردند، يك گياه دارويي نادر كشف شده بود.
حيوانات داراي شش حس هستند و همين خصيصه به آنها در تشخيص گياه، ميوه يا دانههايي كه بيماري بخصوصي را درمان ميكند، كمك ميكند. زماني كه حيوانات مريض ميشوند، به دنبال گياه دارويي مناسب ميروند و عجيب نيست كه درمان هم ميشوند، چون غريزه آنها اشتباه نميكند.
شما هم حتماً ديدهايد سگهاي ولگرد با دقت مدتي علف ميجوند. آنها فقط ميخواهند غذاي هضم نشده را از معده خود خالي كنند، چون با بلعيدن علف، لولههاي دستگاه گوارش تحريك ميشود و اين اتفاق ميافتد.
خيلي مواقع ميبينيم سگها هنگام بيماري دنبال گياه خاصي ميگردند.
معمولاً سگهاي شهري لب جوي آب دنبال گياه ميگردند، چون به احتمال قوي بعد از بارش باران، دانهها همراه آب باران به اين نقاط ميآيند و رشد ميكنند.
بسياري از سگهاي ولگرد، حتي اگر دامپزشكي به آنها رسيدگي نكند، سالم و سر حال هستند. از طرف ديگر، سگهاي اهلي مرتباً مريض ميشوند و لازم است دامپزشك به طور منظم آنها را معاينه كند. شايد اهلي كردن سگ باعث ميشود پاسخهاي غريزي او براي درمان گياهي كمرنگ شود.
در مورد توانايي ساير حيوانات در خصوص درمان گياهي بيماريشان اطلاعات زيادي در اختيار نداريم، با اين حال رفتار سگها به خوبي غريزه طبيعي آنها را نشان ميدهد. غريزه طبيعي، سگها را در درمان گياهيِ بيماريشان هدايت ميكند. همچنين به نظر ميرسد به هر ميزان ضريب هوشي حيوان بالاتر باشد، توانايي خوددرمانيشان باگياه بيشتر است. به همين خاطر ميمون نسبت به گياهان دارويي دانش زيادي دارد.
داستان واقعي زير توانايي بي چون و چراي ميمون را در شناسايي داروهاي گياهي مورد نياز نشان ميدهد.
يكي از آشنايان در خانه ميمون نگهداري ميكرد. احتمالاً اين ميمون هنگام طفوليت از گروهي جا مانده بود يا مسيرش را گم كرده بود. بچههاي شيطان ميمون كوچك را آنقدر اذيت ميكردند كه نزديك بود از شدت ترس بميرد. خانم خانه كه ديد ميمون آشفته و هراسناك است او را به خانه برد و آنقدر از او پرستاري كرد تا سلامتي خود را بدست آورد. آن خانواده نه ميمون را با زنجير نبستند و نه او را حبس كردند، با اين حال ميمون حتي بعد از بهبودي هم همانجا ماند. ميمون هميشه به حال خود آزاد بود، ولي نسبت به تمامي اعضاي خانواده حس دلبستگي و علاقه پيدا كرده بود و شيفته آنها شده بود. مخصوصاً از خانم خانه كه سلامتي او را بازگردانده بود، خوشش ميآمد. به خاطر وجود غذاي زياد در خانه، ميمون انگيزهاي براي بيرون رفتن نداشت.
بعد از مدتي خانم خانه باردار شد و چون در آن شهر كوچك و حومه آن بيمارستان نبود، با شروع درد زايمان از يك پرستار زن آوردند تا در وضع حمل كمك كند. ولي درد زايمان باز هم ادامه داشت و هر چه ميگذشت، زن رنجورتر ميشد. حتي پرستار اعتماد به نفس خود را از دست داده بود و اين مسئله از رنگ و روي پريدهاش كاملاً نمايان بود. ميمون، كه بالاي هواكش اتاق نشسته و شاهد درد كشيدن زن بود، اتاق را ترك كرد و بعد از مدت كوتاهي با يك شاخه گياه برگشت. خودش را نزديك زن رساند و سعي كرد گياه را به او دهد. زن فوراً فهميد اين گياه حتماً ارزش دارويي دارد و آن را مصرف كرد. چند دقيقه بعد بچه به دنيا آمد. متأسفانه و در نهايت تعجب آنها يك ذره از آن گياه را هم نگه نداشتند. شايد اگر اين كار را ميكردند، يك گياه دارويي نادر كشف شده بود.






