نویسنده : میلاد
تاریخ انتشار:سه شنبه 8 آذر 1390
زماني كه آگاهي انسان كاملاً رشد نكرده باشد و يكپارچه نشده باشد، خودخواهي و خودمحوري فراواني در شخصيت او وجود خواهد داشت و فاقد توجه و احترام نسبت به ديگران خواهد بود. اما با گسترش تدريجي آگاهي، كمتر به خود توجه ميكند و بيشتر به ديگران. به زبان علوم باطني، اين حالت حركتي است از يك حالت جدائي (خودخواهي) به يك حالت اتحاد (از خود بيخودي). اكنون كه شخصيت يكپارچه نيست، از راههاي مختلف در رفتار انسان بروز مينمايد كه در زير به برخي از آنها اشاره مينماييم:
الف- احساسات منفي مانند عصبانيت، آزردگي، بي صبري و كم تحملي، ترس، اضطراب، نگراني، عصبي بودن، نفرت، حسادت، حس انتقام جوئي، عجله و شتابزدگي، غرور و جاه طلبي بيش از حد، ناآرامي، افسردگي، اندوه، نااميدي، فقدان اعتماد به نفس و غيره.
ب- هوسها و اميال و آرزوها
ج- ميل به نام و شهرت، قدرت، مكنت، سلطه و تسلط بر ديگران.
د- خود رأي بودن و غيره. خصوصياتي مانند حرص و آز، دلبستگي شديد، خودخواهي.
هـ - عدم ثبات فكري و تشويش و اختلال در تمركز فكر
اكنون مهمترين پرسش اين است كه چگونه اين عوامل ذهني منفي بر كالبد انرژي و از آنجا بر بدن جسماني اثر ميگذارند.
توضيح اين موضوع اينست كه اين عوامل منفي به تناسب خود ارتعاشاتي در كالبد اختري ما ايجاد ميكنند. از آنجا كه كالبد اختري در محل چاكراها يا مراكز انرژي به كالبد اثيري متصل است، از اين رو چاكراهاي مربوطه آسيب ميبينند و بيمار ميشوند و در كارشان اختلال به وجود ميآيد. پس از آن اندامهائي كه از اين چاكراها تغذيه ميكنند نيز دچار اختلال در كاركرد ميشوند.
الف- احساسات منفي مانند عصبانيت، آزردگي، بي صبري و كم تحملي، ترس، اضطراب، نگراني، عصبي بودن، نفرت، حسادت، حس انتقام جوئي، عجله و شتابزدگي، غرور و جاه طلبي بيش از حد، ناآرامي، افسردگي، اندوه، نااميدي، فقدان اعتماد به نفس و غيره.
ب- هوسها و اميال و آرزوها
ج- ميل به نام و شهرت، قدرت، مكنت، سلطه و تسلط بر ديگران.
د- خود رأي بودن و غيره. خصوصياتي مانند حرص و آز، دلبستگي شديد، خودخواهي.
هـ - عدم ثبات فكري و تشويش و اختلال در تمركز فكر
اكنون مهمترين پرسش اين است كه چگونه اين عوامل ذهني منفي بر كالبد انرژي و از آنجا بر بدن جسماني اثر ميگذارند.
توضيح اين موضوع اينست كه اين عوامل منفي به تناسب خود ارتعاشاتي در كالبد اختري ما ايجاد ميكنند. از آنجا كه كالبد اختري در محل چاكراها يا مراكز انرژي به كالبد اثيري متصل است، از اين رو چاكراهاي مربوطه آسيب ميبينند و بيمار ميشوند و در كارشان اختلال به وجود ميآيد. پس از آن اندامهائي كه از اين چاكراها تغذيه ميكنند نيز دچار اختلال در كاركرد ميشوند.






